بنام معبود یکتا، آرامش بخش قدرتمند

   روز دوشنبه 1393/05/20 طی پیامکی از طرف سرپرست برنامه آقای کیان از محتوای برنامه آخر هفته باخبر شدیم. برنامه گلگشت روستای آزادبر و دیدار از غار یخ مراد.

عزیزان شرکت کننده: آقایان مهران کیان، مهرعلی پیشرویان، بهزاد محبی، نادر بنفشه، مرتضی محمدی، امید مجتبایی، سپهرمجتبایی، ارشیا کیانی و خانمها: مریم قاضی، افروز ناصحی پور            ، ساغر مجتبایی، سیما بهمن دار، فاطمه بهمن دار،شکوفه کیانی، هاجرکیانی.

روز جمعه ساعت 5:30 صبح از جلوی ایران فیلم روبروی مسجد آزادگان با خودروی گروه به سمت روستای آزادبرحرکت کردیم. مسیر زیبای جاده چالوس هم چون همیشه زیبایی خود را به رخ می کشد. بعد از عبور از جاده های پر پیچ و خم به منطقه گچسر رسیدیم . دوستان کمی خرید کردند و پس از عبور از منطقه نساء جاده ای فرعی اما آسفالته در سمت چپ جاده به سمت روستای آزادبر سرازیر می شود. جاده آزاد بر بسیار زیبا و دیدنی است با رودخانه ای آرام و دلنواز. تپه های سبز پر از گونه گیاهی هم چون آویشن، پونه و گلپر . بعد از طی مسافتی در منطقه ای آرام و دلنشین در کنار رودخانه اطراق کردیم. دوستان آتشی برپا کردند و بساط صبحانه و گپ و گفت عزیزان بر سرسفره لحظه های خوبی را برایمان رقم می زد. سپس عده ای از دوستان به کوهنوردی پرداختند. بچه ها هم بازی کردند، هوا آنقدر عالی بود که خانواده های زیادی به دل طبیعت پناه آورده بودند. عده ای هم در داخل رودخانه شنا میکردند. از هر طرف صدای خنده و آواز شنیده می شد، وقتی این همه زیبایی و طبیعت سبز را در یکجا می بینی چطور می توان به قدرت خدا شک کرد. آری طبیعت زیباست چون خالق آن زیباست!

بعد از برگشت دوستان و خوردن نهار وسایلمان را جمع کرده و برای بازدید غار به ابتدای روستای کهنه ده رفتیم. بقیه مسیر تا دهانه غار را پیاده پیمودیم. از همان ابتدا سرپرست گروه توضیحاتی در باره تاریخچه غارفرمودند بعد از آماده کردن هدلمپ و طناب حمایت در یک ستون منظم به راه افتادیم.

دریچه ورودی غار در ارتفاعات کوه های منطقه واقع شده است. مسیرغار شیب دار و روبه پایین می باشد که نهایتأ با رسیدن به اعماق کوه با چشمه های یخ زده در کف زمین و استالاکتیتهای اسفنجی غار مواجه می شوید. دهانه غار سه متر پهنا و هشت متر ارتفاع دارد. طول غار از ابتدا تا انتها در هاله ای از ابهام است و گفته می شود که به علت وجود حفره های متعدد در آن تاکنون کسی به انتهای آن دست نیافته است. در فصل بهار آبهای ناشی از بارندگی قطره قطره در داخل غار تبدیل به قندیل های زیبا می شود . معمای غار در اینجاست که دمای تاق با دمای کف غار ناهمسان می باشد. بومیان محلی بر این باورند که اگر کسی یک قندیل یخی را از غار به بیرون بیاورد به مراد دل خود خواهد رسید. غار دارای بادگیر است که هوای خارج با شدت از آنها داخل غار می شود و بدین سبب هوای آن فوق العاده سرد است.

هرچه جلوتر می رفتیم فضای غار تاریکتر و سرد می شد به همین دلیل تمام مسیر از هدلمپ استفاده کردیم. بعضی جاها آنقدر سقف پایین بود که باید خم می شدیم و دستمان را بالای سرمان می گذاشتیم تا اگر به سقف خوردیم سرمان آسیب نبیند. غار دارای سه تالار می باشد. تالار اول سه راهرو دارد که راهرو سوم ورودی اصلی غار است. در تالار دوم دو دهلیز وجود دارد. این تالار دو برابر تالار اول است . بعد از عبور از روی سنگهای لغزنده که بعضی جاها باید به ناچار دست به سنگ شوی به تالار سوم رسیدیم. بلندترین سقف غار در اینجاست، دیواره و سقف تالار پوشیده از غارسنگ های گل کلمی هستندو پرتگاهی به عمق 5 متر این تالار را از دخمه انتهای غار جدا می کند. درداخل غار دو دقیقه سکوت برقرار شد و در همین دو دقیقه می توانستی با خالق خود خلوت کرده و راز و نیاز کنی . به علت ریزش سنگها بقیه مسیر تقریبا مسدود بود به همین دلیل با صلاحدید سرپرست برنامه از ادامه مسیر منصرف و راه برگشت را با همان احتیاطات اولیه در پیش گرفتیم. در دهانه غار بعد از گرفتن عکس یادگاری با پرچم ملی ایران به سمت پایین برگشتیم. در ساعت 17 سوار خودرو شدیم و به سمت کرج به راه افتادیم و بالاخره ساعت 19 در میدان آزادگان با دوستان خداحافظی کردیم به امید روزهای بهتر.

 

شاید همه آنچه که در زندگی می خواهم را نداشته باشم اما هر آنچه که برای زیستن نیاز دارم برایم فراهم است به همین خاطر از خدا سپاسگزارم.  

تهیه گزارش:هاجر کیانی