به نام یزدان پاک

گزارش صعود به قله علم کوه در تاریخ 1393/06/06

   منطقه علم کوه وتخت سلیمان با بیش از 40 قله بالای 4000 متر یک از مناطق حائز اهمیت از لحاظ کوهنوردی محسوب می شود ،علم کوه نیز به ارتفاع 4850 متر دومین قله بلند کشورمان با دیواره  مشهور خود در این منطقه واقع شده است قله علم کوه از جهت شمال به قله شانه کوه از جنوب قله خرسان از شرق به قله شانک متصل است دیواره های شمالی آن بزرگترین و بلندترین دیواره های کشور می باشد از کف یخچال وعلم چال حدود 700متر ارتفاع دارد ، سه سخچال عظیم در جهت های مختلف این کوه واقع شده که عبارتند از علم چال در شمال ، یخچال هفت خان در غرب ، یخچال خرسان در جنوب.

در اینجا برخی از مشخصات و ویژگی های منطقه تخت سلیمان و علم کوه آمده است :

یخچال ها :

هفت خوان – سرچال – پاتخت – علم چال – خرسان – مرجیکش – چالون

رودخانه ها :

سرد آبرود – پراچان – ناریان – الموت رود – گرمارود – آزارود

دیواره ها :

علم کوه – مناره – تخت سلیمان – خرسان – هفت خوان - دیواره غربی

پناهگاه ها و جانپناه ها :

پناهگاه سرچال – جانپناه سیاه سنگ – جانپناه خرسان – جانپناه گردونکوه – قرارگاه (هتل) فدراسیون در رودبارک

مسیر دسترسی:

 کرج  جاده جالوس، مرزن آباد ، کلاردشت روستای رودبارک

  طبق برنامه ریزی انجام شده توسط مدیر گروه صعود به قله علم کوه در تاریخ 1393/06/06 در روز چهارشنبه ساعت 19 از جلوی مسجد جامع بود . با هماهنگی های لازم در همان ساعت همنوردان عزیز آماده صعود زیبا بودند ونفرات شرکت کننده : آقایان  مهران کیان ، مهر علی پیشرویان ، پاشا امیری ، علی عباسعلی نژاد ، سید جواد سید حسینی و خانمها : هاجر کیانی ، شکوفه مجتهد زاده ، ناهید بکائیان ، زینب جاوید و هستی خلج.

    سوار خودرو شدیم وبه راه افتادیم در مسیر به ترافیک سختی بر خورد کردیم که دلیل دیر رسیدن بود و درساعت 24در روستای رودبارک، که یک قرارگاه فدراسیون کوهنوردی وجود دارد ،در مجتمع فداسیون مستقر شدیم ،پس از خوردن تغذیه مختصری آماده استراحت شدیم و ساعت حرکت به قله 6صبح اعلام شد که می بایسیت کوله ها را نیز آماده می کردیم، ساعت 5:25 دقیقه بود که باصدای مدیرگروه بیدار باش اعلام شد باخوردن صبحانه مختصر آماده حرکت شدیم   بعد از هماهنگی با نیسان ساعت 6:15 سوار بر یک دستگاه نیسان شده به سمت تنگ گلو(انتهای مسیر ماشین رو و ابتدای مسیر صعود ) حرکت کردیم، منطقه بسیار زیبا ودلفریب بود رودخانه ای پر آب و خروشان از کنار جاده می گذشت کناره های جاده را بلندیهای پر شیب و دره های عمیق فرا گرفته بود پوشش گیاهی سبز و فراوان منطقه آدمی را به هیجان می آورد درختان در جاهائی که فکر نمی کردیم یعنی در صخره های پر شیب رو ییده بودند با وجود تمامی این زیبائیهای خرابی مسیرماشین رو حسابی استخوانهای همنوردان عزیز را به حال آورده بود ، مسیر هم تقریباً زیاد بود در منطقه ای ماشین از رودخانه یعنی داخل آب عبور کرد ودر نهایت ساعت 8:30 دقیقه در محل تنگه گلورسیدیم  با معرفی نفرات سر قدم و عقب دار با حرکت آهسته از کنار آبشارها و صدای دلنواز آب به طرف دشت حصار چال به راه افتادیم. سرقدم : آقای پاشا امیری ، میاندار آقای حسینی و عقبدار آقای علی عباسعلی نژاد

    بعد از نرمش که توسط آقای کیان داده شد آماده حرکت شدیم تیم 10 نفره ما به صورت یکنواخت به  حرکت خود ادامه می داد، بعضی ها مشغول خواندن ، عده ای مشغول گوش کردن و تعدادی نیز سکوت برگزیده بودند زیبائی مسیر هم به لذت کوهنوردی ما می افزود مسیر از کنار رودخانه ای پر آب و خروشان بالا می رفت در بستر رودخانه هنوز قالبهای بزرگی از برف زمستان سال 92 باقی مانده بود که نشان از زمستان پربرفی را می داد . در سراسر زمینهای هم پوشش گیاهی به صورت بوته های سبز و زیبا دیده می شد در طول مسیر با توجه به وضعیت خوب گروه هچنین شیب کم مسیر هر یک ساعت 5 دقیقه استراحت اعلام می شد ودر ساعت 9:15 دقیقه به منطقه زیبای حصار چال که محل کمپ وشب مانی بود رسیدیم ، در آنجا گله های بزرگ گوسفندان به همراه سگ گله و چوپان بیش از همه به چشم می خورد ضمن اینکه چندین گروه کوهنوردی کمپ بر پا کرده بودند

   منطقه حصار چال یک دشت تقریباً وسیع است که اطراف  آن را قله های بلند منطقه علم کوه از جمله خرسان ، منار،مرجیکش و ..... احاطه کرده بود. در دامنه پرشیب بعضی از این قله ها یخچالهای  دائمی ، زیبائی افزونتری به این قله(علم) داده است .ضمن اینکه باعث پائین بودن دمای هوا در منطقه نیز می شوند.

    بعد از استراحت مختصری حرکت با عبوراز دشت و رسیدن به سراشیبی حرکت به سوی قله علم کوه از مسیر مرجیکش آغاز شد در طول مسیر به همنوردان وگروهای دیگر برخورد کردیم که یک تیم با ما همراه شدند،تیم محبوب جمعیت هلال احمراستان قزوین با نفراتی همچون آقایان :تقی سمیاری ،فرزاد چگینی ،دانیال جمشید بیک ،ولی حیدری ،شمس اله حمزه ای آتانی وآقای شهبازی بودند . درمنطقه ابتدائی قله مرجیکش در ارتفاع 4250 متری دونفر از همنوردانمان به علت شرایط وضعیت جسمانی از صعود باز ماندند (مهمترین عظله یک کوهنورد مغز اوست  ، صعود نکردن هم قسمتی از فرایند صعود است ) کوهنوردی روشی است که در آن قویترین عضو گروه به پای ضعیف ترین راه می رود راهی که رقابت ندارد وایشان را نیازی به سوت و کف مشوقان در قله نیست ، قانونش عشق است و عشق به طبیعت به زندگی،  زندگی تجلی عشق است.

   برای صعود راه را ادامه دادیم با همان نظم زیبا،هوا هم عالی بود آسمانی صاف ونسیمی ملایم اما سرد ، سرعت تیم آرام ولی همچنان یکنواخت بود باز بعضی از همنوردان مشغول خواندن شدند مسیرصعود طوری بود پس از صعود قله مرجیکش ، که می بایست ابتدا به وسیله یک یال بر روی خط رأس می رفتیم از آنجا به سمت قله حرکت می کردیم ،در طی مسیر چند بار وقت استراحت اعلام شد در مسیر، قله های اطراف چشم رانوازش  می داد سرعت کند تر می شد گاهی همنوردان می ایستادند تا دیگر همنوردان ریکاوری انجام بدهند تا بتواند بهتر مسیر را ادامه بدهند  پس از چند ساعت در ساعت16:10 دقیقه  به روی قله بودیم گروه خوشحال از صعود ، مست از زیبائیهای آ نجا به شادمانی و خواندن سرود وهمچنین عکس و فیلمبرداری  پرداختند ،چند دقیقه به حال خود بودیم اشک های پاک که روح را طراوت می داد ای کاش بتوانیم قبل از صعود به قله  از قله های انسانیت ، اخلاق و معنویت صعود کنیم و قبل از آنکه غرور صعود مارا بگیرد از کوه صبوری، استقامت ، آرامش ، بزرگ منشی و بیاموزیم ، تیم ما باز با صدای بلند اتحاد خود را برای همیشه اعلام نمودند ، صدائی که در کوه چنان پیچید که انگار کسی این اتحاد را گواهی می داد باز سرود جاودانه ای ایران به صورت مشترک با همنوردان استان قزوین به اجرا در آمد.

   پس از استراحت مسیر بازگشت متفاوت تر از مسیر صعود به صورت شن اسکی بود طی کردیم تقریباً با سرعت متوسط به سمت پائین حرکت می کردیم و در قسمت حصار چال به دوستان که باز مانده بودند رسیدیم با گرمی به استقبال همنوردانشان آمدند وصبورانه تبریک گفتند وتیم صعود کننده افتخارات رابه دوهمنوردشان تقدیم نمودند و حلقه ای زدیم سرپرستان دوتیم واعضائشان با آرزوها و سخنانی که حکایت از در سهای زندگی بود گفتند ونگران از اتمام لحظه های دیدار بودند براستی که انسانهای فروتن وبا صفائی بودند،آقا تقی که خود دنیای معرفت همنوردی بود ودر فراق همنوردان جانباخته اش اشک می ریخت وهمه را به صداقت ویکدلی ووفاداری دعوت می کرد وکوه را بهانه زیستن با انسانهای در حال گذرمی دانست ،آدمهائی که شاید یادشان فقط برایمان باقی بماندوبه احترام تمامی جانباختگان کوهستانها سکوت کردیم واز تیم خوب قزوینی با سختی فراوان خداحافظی نمودیم  و به راه خود ادامه دادیم .مسیر همان مسیر صعود بود هوا تاریک و تاریک تر می شد که نیاز به هد لمپ شد . با کمک دوستان از این مسیر نیز عبور کردیم ودرساعت 20:30 دقیقه به تنگه گلو رسیدیم با تأخیرنیم ساعته ماشین کمی هم استراحت کردیم ودر ساعت 21  سوار ماشین شده و شروع به حرکت به سمت  رودبارک نمودیم ، بچه ها مشغول شادمانی بعد از برنامه بودند در ساعت 22:30 دقیقه به رود بارک قرارگاه فدراسیون  رسیدیم و همگی بعد از  کمی استراحت و خوردن شام مختصری آماده استراحت شدند .

  صبح آدینه  در ساعت7 صبح از خواب برخواستیم و  بعد از جمع آوری وسایلمان و خوردن صبحانه درساعت 9:30 دقیقه آماده حرکت به سمت کرج شدیم در طول مسیر همنوردان برای عزیزان خود نیز     سوغاتی هائی تهیه کردند ، نزدیک ظهر بود که در سیاه بیشه مهمان همنورد عزیزمان خانم مجتهدزاده که بمناسبت قبولی پسرشان در رشته پزشکی، برای صرف ناهار همه همنوردان را دعوت نمودند ،بعداز صرف ناهار راه را ادامه دادیم و در ساعت15 در میدان آزادگان از همنوردان عزیزمان خداحافظی نمودیم.به امید روزها وصعود های زیباتر.  

 « یک درخت میلونها چوب کبریت را می سازد اما وقتی زمانش برسد .....فقط یک کبریت برای سوزاندن میلیونها درخت کافیست ، پس خوب باش و خوبی کنید.»

تهیه گزارش : هستی خلج