به نام خدای زیباییها

گزارش صعود به قله کهار در تاریخ 1393/07/11

   درهفته دفاع مقدس قرار گرفته ایم حادثه ای که نقطه عطف تاریخ سراسر افتخار انقلاب اسلامی  می باشد،انقلابی که با نثار شهدائی که با خونشان توانستنداین درخت بزرگ وعظیم اسلامی را سیراب وپابرجا نگهدارند والبرزسبز نیز به احترام این هفته در جمعه قبل صعود نداشت ودر کارهای فرهنگی هفته دفاع مقدس در همایشهای بسیج شرکت نمود .

   قلل ناز وکهار در حاشیه شرقی البرز غربی قرار گرفته ، از سمت جنوب به دره چالوس و رودخانه کرج وازسمت شمال به دره پهناور طالقان محدود می شود. جبهه شمالی قله کهار(کاهار) و خط الرأس غربی آن کاملاً مشرف به منطقه طالقان است و خط الرأس شرقی آن مشرف به گردنه عسلک و دره های آزادبر و کهنه ده می باشد که در نهایت به روستای گچسر ختم می شود. خط الرأس شرقی کهار به ترتیب قلل ونتار ۳۹۶۵ متر - هفت خوان   ۳۹۷۵ – کلاش ویا ۳۸۵۰ و کرچان ۳۸۰۰ متر  را دارا می  باشدوخط الرأس غربی کهار شامل قلل ناز ۴۱۰۸- ماشه نو ۴۰۰۰  می باشد.

  پوشش گیاهی ومیوه جات منطقه: چای کوهی ،آویشن واکثر گیاهان داروئی و سیب ، آلبالو، گیلاس ، زردآلوو.... است

  مسیردسترسی : در مسیر جاده چالوس40 کیلومتر به سمت شمال  ، بعد ازروستای پل خواب ، جاده سمت چپ ، به روستای کلوان میرسد.که اگه در مسیر شرق رودخانه حرکت کنیم به کوهستان میرسد.

  امکانات : در جبهه جنوبی کهار وناز دوجانپناه وجود دارد ۱-جانپناه ناز در ارتفاع۲۹۰۰متری به نام سیادر۲- جانپناه کهار در ارتفاع 3200 متری به  نام کهار ،همچنین در مسیر جنوبی قلل کرچان و کلاش ویا  جانپناهی مخروبه موسوم به کامک وجود دارد.

   دسترسی به آب : در زمستان فقط در روستا – در تابستان چند چشمه در دره بین ناز و کهار

   با برنامه ریزی و پیامک که بنده به اعضاء گروه فرستادم اعضاء گروه رأس ساعت 14 مقابل مسجد جامع تجمع نمودند برای صعود زیبای دیگر

    نفرات شرکت کننده آقایان : مهر علی پیشرویان ، حسین بیگی ، محمد حمزه زاده ، سید جواد سید حسینی  و خانمها هاجر کیانی ، ناهید بکا ئیان ، شکوفه مجتهد زاده وهستی خلج .

   حرکت خود را به سمت جاده چالوس آغاز کردیم حدود 40 کیلومتری جاده چالوس بعد از پل خواب جاده آسفالته ای قرار دارد که تابلویی در ابتدای آن مسیر روستای سیرا را مشخص کرده است وارد این  جاده می شویم با ادامه آن و عبور از سیرا به روستای کلوان می رسیم ، ماشین ها را  پارک نمودیم و بعد از تکمیل نمودن پوشش و تجهیزات لازم در ساعت 14:30 دقیقه از پارکینگ کلوان با آرایش تیم برنامه را آغاز نمودیم ، به سرقدمی ناهید بکائیان و میانداری سید جواد سید حسینی و عقب داری حسین بیگی ، بنده بدلیل مشکل کاری بعدازیکساعت ونیم تأخیر به گروه رسیدم. مسیر را از پاکوبی که در مقابل مان بود ادامه دادیم شیب تند تر می شد هوای نیمه ابری واین احتمال که هر لحظه شاهد بارش باران باشیم را وجود داشت و وزش بادی نیز نبود که احساس گرما را بیشتر حس می نمودیم راه را ادامه دادیم هر یک ساعت استراحت کوتاهی می کردیم کم کم تاریک و تاریکتر می شد به توصیه سرپرست برنامه هد لمپ ها را آماده کردیم  مهتاب زیبائی بود مسیر طولانی بود و کوله های سنگین بیشتر همنوردانم را خسته می کرد با این حال با اشتیاق فراوان را را ادامه دادیم به جائی رسیدیم که یال کم شیب که در دو طرف دره ای شکلش روستای کلوان سمت جنوب غربی وروستای کلها جنوب شرقی قرار داشتند وتاریکی شب باعث شده بودتا چراغهای خانه ها زیبائی ویژه ای را احیاء نمایند و در کوهستان محل سکونت دامدارهای چادر نشین  مشخص گردد به مسیر ادامه دادیم  تا جائی نزدیک جانپناه شدیم ، نورجانپناه نشان می داد کسانی منتظر ما هستند در ساعت   به جانپناه رسیدیم و دوستانی از مابه گرمی  استقبال کردند که از دیدنشان بسیار خوشحال ومسرور شدیم  با چای گرمشان و لبخند مهربانشان مهمانشان شدیم ؛ بعد از اندکی استراحت با صدای دلنشین و گرمشان و تصانیف سنتی و اصیل ایرانی که شنیدن هر کدامشان برای بچه ها خاطرات خوبی را تداعی می کرد شب مهتاب مارا جاودانه تر کرد .کمپی که به صورت جانپناه هست و اقامت در آنجا فقط با امکاناتی که کوهنورد با خودش به همراه دارد میسر است . باید جانپناه را ترک می کردیم چون دوستان برای  استراحت آماده شده بودند  دوستانی که برای تعمیرات جانپناه آمده بودن و بسیار زحمت فراوان کشیده بودند مزاحم این عزیزان نشدیم و مشغول به زدن کمپ شدیم . بچه ها با زدن چادرکه باز این عزیزان مارا یاری کردن در بر پائی کمپ و کمال تشکر را داریم اززحمات ومهربانی بی دریغشان . بعد از پر پائی چادرها  و استراحت و خوردن شام لحظات قشنگی رو کنار هم تجربه کردیم  . بعد از خوردن شام سرپرست برنامه از بچه ها خواست که هر کدام از بچه ها که تمایل به صعود دارن وهمنوردانی که تمایل دارند در تعمیرات جانپناه به دوستان هیئت کوهنوردی یاری رسانند اعلام آمادگی کنند. صبح ساعت 6  سه نفر از اعضاء تیم آقایان حسین بیگی ، سید جواد سید حسینی و محمد حمزه زاده برای صعود به نمایندگی گروه البرز سبز آماده حرکت شدند و حرکت خود را آغاز نمودند. صبح زیبائی بود بعد از خوردن صبحانه ای در کنار دوستان آماده کمک و بازسازی جانپناه شدیم ، چه بی مزد  و بدون انتظار از کسی سنگهای سنگین را جابه جا می کردند بی دریغ به یکدیگر کمک می کردند تا کار را به پایان برسانند از کارشان لذت می بردند و خوشحال از اینکه کار خالصانه خود را به زیبائی هر چه تمام به  پایان  می رساندند ، قراربود حاشیه جانپناه را با دیوارچینی نظم خاصی بدهند ، گروه های متعددی در حال صعود بودند از جمله تیم طبیعت دوستان شیرازی وحضورآقای شعاعی رئیس فدراسیون کوهنوردی در دوره قبل با هیئت همراه حضور داشتند، پیگیر بودن آقای کامبیزبختیاری که مبادا کار به کندی پیش برود و نفرات البرزسبز زن ومرد گوشه ای از کار را می گرفتند وآقای مومن کیائی با نظم خاصی سنگها را برروی هم قرار می داد وآقای مختاریان ومشیر هاشمی که با عشق تلاش می کردند ، ساعت9:30  دوستان همنورد عزیزمان  بعد از صعود به ما پیوستند آنها نیز با خستگی صعود دست از کار نکشیدن به یاری عزیزانمان شتافتند و پایان کار تازه فهمیدیم چقدر کار تیمی منظم زیباست دیوار بزرگی احداث شده بود ، در ساعت 14 به جمع آوری چادرها و تجهیزات پرداختیم و آماده حرکت شدیم  بعد از خداحافظی از دوستان حرکت خود را به سمت روستا آغاز نمودیم  در بین راه همنوردان گروههای مختلف را دیدیم و با خدا قوت گوئی از آنها به راه خود ادامه دادیم تا به باغ نزدیک روستا رسیدیم  در آنجا به استراحت پرداختیم و بعد از خوردن آب گوارا و خنک ونشستن زیر سایه درختان زیبا که مارا جانی دوباره داد به مسیر ادامه دادیم در نزدیکی روستا باز حلقه اتحاد را زدیم و سخنان پیشنهادهای سازنده که برای ما دلنشین بود، سخنان بزرگوارانی که نه از نظر سنی بلکه از نظر بزرگ منشی شان جالب ودرمجموع صحبت های بسیار مثبت و ارزنده ای  ردوبدل شد.

«وقتی انسانی ببری را بکشد نامش راتمرین مردانگی می گذارند، اما اگر ببری انسان را بدرد نام این کار را توحش وآدم خواری می نهند ، تفاوت جنایت وعدالت هم در قاموس بشر از این بیشتر نیست»

 

پاینده بادایران                                  مهران کیان