بنام خالق زیبائیها

    شاید بهتر باشد گاهی فکرکنیم همه زندگی مان معجزه است:  همین که می خوابیم، بیدار می شویم، نفس می کشیم، همین که خورشید طلوع می کند، مهتاب می تابد،  باران بی منت می بارد، تمام اینها بهانه ی ساده لبخند.

   پیامک برنامه از طرف آقای کیان سرپرست برنامه: برنامه این هفته گلگشت و صعود به قله درفک در استان گیلان.

   عزیزان شرکت کننده: مهران کیان، مهرعلی پیشرویان، بهزادفتحی، پاشا امیری، آزاد صدغی، سعید کیانی، شایان میرزائی، سپهر مجتبایی، خانمها: افروز ناصحی پور، شکوفه مجتهدزاده، هستی خلج، ساغر مجتبائی، هاجرکیانی

   قله درفک ، آتشفشان خاموش، نام قله ای در استان گیلان و در رشته کوه البرز است. ارتفاع این قله 2733 متر است. قله درفک ، پرتردد ترین قله این منطقه ، در 27 کیلومتری شمال شرقی شهرستان رودبارو بخش رحمت آباد در منطقه جنگلی سیاهکل واقع شده است. در روایتی آمده است که دالفک در گویش دیلمی ، نام پرنده ای از خانواده ی عقاب و فک به معنی آشیان و آشیانه است. بنابراین دالفک ، یعنی آشیانه عقاب.

  طبق برنامه اعلام شده همگی ساعت 3 بامداد در میدان آزادگان حضور داشتند. با ذکر نام خدا سوار مینی بوس شدیم و به راه افتادیم. وارد اتوبان قزوین شدیم ، از خوش اقبالی ترافیک وجود نداشت حول و حوش ساعت 7 به رودبار رسیدیم. بعد از گرفتن نان به راه افتادیم . در بین راه برای صرف صبحانه میهمان برادر آقای امیری شدیم. خانه ای زیبا و با صفا با ساختار محلی . صبحانه را در منزل ایشان سپری نمودیم ، دستشان درد نکند پذیرایی خوبی بود، کلی ما راشرمنده کردند. جایتان خالی. بعد از صرف صبحانه به سمت قله درفک به راه افتادیم از پیچ و خم های جاده می گذشتیم زیبایی طبیعت همه را به وجد آورده بود .از جاده توتکابن وسپری کردن روستا های زیبا وپلنگ دره ، مسیر جاده خاکی روستای اربناب را با شیبهای تندش طی کردیم. قله درفک بکرترین طبیعت و آب و هوا را دارد. سپس برای رفع خستگی در یک منطقه زیبا توقف کوتاهی در دل طبیعت داشتیم . همگی مشغول چیدن گلابی جنگلی بودند. البته گلابیهایش کمی گس بود ولی برای رفع تشنگی بد نبود. بعد از کمی گشت و گذار سوار مینی بوس شدیم و به راه افتادیم . بالاخره ساعت 11 به محل اربناب رسیدیم. در جنگل رنگین کمانی از رنگ ها را می بینی که ذهن آدمی را در باره سرسبزی گیلان عوض می کند. بوی علف و صدای گله و مردم بی غل و غش وکلبه های گلی وچوبی زیبا این منطقه واقعاً دیدنی است. بعد از پهن  کردن بساطمان آقای فتحی و آقای امیری عزم قله را داشتند ، بقیه هم به گشت و گذار در منطقه مشغول بودند . آقایان گروه بساط نهار را آماده می نمودند. آقای کیان هم با چیدن سبزی کوهی در دل طبیعت مشغول بودند.تیم صعود کننده پس از صعودی موفق به ما پیوستند، بعد از خوردن ناهار و کمی استراحت در منطقه دبش گیلان به راه افتادیم . مه زیبایی منطقه را فرا گرفته بود و قطرات شبنم در حال باریدن بود به حدی این فضا زیبابود که عزیزانمان را به این واداشت که قسمتی از مسیررا بدوند . دوباره سوار مینی بوس شدیم و به راه افتادیم ، اما دل کندن از این منطقه خیلی سخت بود، خلاصه به راه افتادیم نوبتی هم که باشد دیگه نوبت مینی بوس بود که دلی از عزا در آورد . به پمپ بنزین رفتیم و بعد از سوخت گیری به راه افتادیم .بالاخره همگی به سلامت در ساعت 23:30 در میدان آزادگان از هم خداحافظی کردیم. به امید هفته ای زیبا برای همه عزیزان.

 « هـر چـه زودتـر قـوری دلتـون رو بنـد بزنیـد تا بـهتـرین چـای محبـت رو تـوش دم کنید.»  

«زندگی ما آدم ها حکایت یخ فروشی است که از او پرسیدند فروختی؟ گفت : نخریدند، ولی تمام شد. بیائید قدر لحظه های با هم بودن را بدانیم. »

                         تهیه گزارش : هاجر کیانی