بنام حضرت حق

<<  بنام ایران وطنم ، عشقم ، روحم ، جسم و جانم . دوست داریم

و به این افتخار پای فشاری می کنیم  >>

 

مرد هنرمند و هنر پیشه را                              عمر دو باید در این روزگار

با یکی تجربه  آمو ختنی                                                   با دگری تجربه به کار

      سلام و عرض ادب و احترام خدمت همنوردان خوبم . بعد از نشستی که با آقای مهران کیان و آقای عینی داشتیم ، بنا بر این شد که یک صعود برون مرزی زمستانه را تجربه کنیم . ابتدا با آقای امامعلی رحیمی هماهنگی شد ،‌ ولی به علت اینکه برنامه ایشان به زمان دیگری موکول شد ،‌ بنده (پیش رویان) و آقای عینی قرار گذاشتیم هم برای شناسائی منطقه و هم در صورت مساعد بودن آب و هوا اجازه صعود گرفته وبه قله آراگاتس صعود کنیم .

      روز چهارشنبه 1391/11/4 آقای عینی به کرج آمدند و فردای آن روز یعنی پنجشبنه1391/11/5  ساعت 13:30 دقیقه در برنامه بدرقه ای که دوستان و همنوردان خوب البرز سبزیم تدارک دیده و ما را مورد لطف خودشان قرار داده بودند حضور یافته و ساعت 16 از ترمینال با یک دستگاه اتوبوس و 16 همسفر دیگر مسافرت خود را به قصد شهر ایروان در کشور ارمنستان آغاز کردیم .

      ساعت 23 در شهر صوفیان به مدت نیم ساعت برای صرف شام توقف داشتیم . توقف بعدی در ساعت 3:10 دقیقه صبح 6/11 در گمرک نور دوز مرز مشترک ایران و ارمنستان جهت انجام امور اداری بود . اتوبوس ما به علت داشتن مشکلات فنی ساعت 6 صبح از گمرک حرکت دوباره خود را این بار در خاک ارمنستان در پیش گرفت . اولین شهر ارمنی پیش روی ما شهر آراگات بود و بعد از آن شهر قاپان با فاصله80 کیلومتری از مرز ایران عزیزمان قرار داشت . سپس راهمان را در جاده پر پیچ وخم و خطرناک و منطقه حفاظت شده جنگلی  خرس ادامه دادیم و پس از شهر گل نمیر مسیر رودخانه وروردان را را دنبال کردیم ( پیچ و خم جاده ها چنان خطرناک بود که ما می گفتیم هزارخم جاده چالوس می بوسمت .  ساعت 10:10 صبح روز جمعه در شهر گلریز پس از خوردن صبحانه حرکت دوباره خود را آغاز کردیم . از دوراهی قره باغ و ایروان هم گذشتیم ، در راه به روستای کوهستانی ساریان رسیدیم ، پر برف و یخبندان بود . شهرک کوهستانی  وایک و جاده خطرناکش ما را یاد جاده چالوس خودمان می انداخت ، گردنه های پر برف اما هوایی بهاری . نماد زنگوله که متشکل از دو زنگ آویزان بود و نماد عقاب گذر کردیم .

      ساعت 13:30 دقیقه در ترمینال شهر ایروان ، با هماهنگی که از قبل انجام شده بود ، منتظرمان بودند . هتل دیپلمات محل اسکان ما بود که آقایان محمد عسگری و فرهاد رشیدی در آنجا به استقبال ما آمدند . شب استراحت کامل کردیم . ساعت 5 صبح بیدار شدیم . بعد از صرف صبحانه ، کوله ها را آماده کردیم . راننده طبق هماهنگی سر ساعت 6 آماده بردن ما به سمت مقصدمان یعنی منطقه اشتارک و روستای بیوراکان واقع در ضلع جنوبی دریاچه و قله آراگاتس بود . به مقصد رسیدیم ، هوا ابری بود ، و برف به کندی اما همراه با باد کم کم می بارید . راننده به خاطر یخ زدگی و لغزندگی جاده بسیار دچار ترس شده بود . برف اطراف جاده گاهأ تا یک متر و نیم هم می رسید . اقای محمد عسگری به عنوان راهنما ما را همراهی می کرد .

      فاصله شهر ایروان تا روستای مذکور در صورت خوب بودن هوا حدود یک ساعت و نیم می باشد . در روستا راهنمای محلی نداشتیم . ساعت 8 صبح تماسی با ایران و پشتیبانمان آقای کیان داشتیم که جا دارد در همین جا از حمایت های ایشان تشکری داشته باشم . هر یک ساعت تماسی برای ارائه گزارش و اعلام روند حرکت و مسیر با آقای کیان داشتیم . با توجه به برودت هوا ، با شهر ایروان تماس گرفتیم ، در مسیر روستا یکی از اهالی به ما گفت که سه نفر برای اسکی کوهستان به ارتفاع سه هزار متری رفته اند ، و شرایط را بسیار خطرناک توصیف کردند .

       در کوه به حرکت در آمدیم . ساعت حدود 12 بود که راهنمایمان آقای عسگری دچار ضعف عضلانی شدند . مشغول آماده کردن پناهگاه شدیم . آقای وحید عینی چادر را برپا کردند . آقای عسگری داخل چادر برده ، همزمان چادر را کاور کردیم ، پوش اول ، پوش دوم . بعد از کمی دردسر چادر کاملأ آماده شد . از قبل آبجوش داشتیم ، نسکافه درست کردیم ( بنام شما و به کام ما ، جایتان خالی بود ) میل کردیم . در آن هوای سرد سوپ گرم بسیار می چسبید ‌، پس مشغول درست کردن سوپ شدیم . حال آقای عسگری کمی بهتر شده بود . چون شرایط و هوا در ارتفاع بالاتر برای عکس گرفتن مساعد نبود ، بنا بر اجبار همانجا را برای عکسبرداری و گرفتن عکس انتخاب کردیم و مشغول شدیم . ابتدا با پرچم سه رنگ ایران عزیزمان ،‌ سپس با پرچم البرز سبز و هلال احمر جمهوری اسلامی ایران و آیلار نوشهر . آقای محمد عسگری از داخل چادر زحمت گرفتن عکسها و ثبت این تصاویر زیبا را برای ما می کشیدند . دوباره تماسی با ابران و آقای کیان داشتیم ( آقای کیان هوا خرابه ، ‌راهنما مشکل داره ، سمت جنوب غربی مان پرتگاه است ، احتمال ریزش بهمن زیاده ، ‌چکار کنیم ؟ ) ایشان اختیار تام دادند و گفتند اگر توانستید و شرایط مهیا بود صعود کنید ، در غیر این صورت سریعأ ارتفاع کم کنید ، ما شما را برای خودتان می خواهیم و این صعود فقط برای کسب تجربه بوده است .

      آقای عینی اصرار به صعود به قله داشتند ، هوا کمی بهتر شده بود ، پس به سمت ارتفاع بالاتر به راه افتادیم . پس از گذشت یک ساعت دوباره هوا بد شد ، بدتر از قبل .

پرسیدم : آقای عینی ارتفاع ؟

گفتند : 3550 متر .

گفتم : برویم ؟

گفت : برویم !

بعد از گذشت یک ساعت ، آقای عینی مجدد ارتفاع را اعلام کردند ، 3650 متر !

      هوا خیلی خراب بود . ساعت 13:30 دقیقه با شرایط سخت و در هوای بد و نامطلوب به سمت چادر برگشتیم . اقدام به جمع کردن چادرها کردیم . در حال جمع کردن چادرها ناگهان هوا طوفانی شد و باد چادر را که در حال جمع کردن آن بودیم را مانند بادبادک به هوا برد و فقط روکش چادرها را برایمان باقی گذاشت . خدا را شکر به خیر گذشت . برگشتیم . راننده منتظرمان بود . راه ایروان را پیش گرفتیم . در را از راننده خواستیم تا ما را به پیست اسکی ببرد . رفتیم ـ‌ جای شما بسیار خالی بود ـ و تا غروب در همانجا بودیم .خستگی کوه و اتفاقات آنجا از تنمان خالی شد . ساعت 19:30 دقیقه به سمت ایروان به راه افتادیم و به هتل برگشتیم . طبق قرار قبلی می توانستیم فردا را هم به استراحت بپردازیم اما با توجه به اینکه روز دوشنبه اتوبوس برای بازگشت نبود ، مجبور شدیم روز یکشنبه را برای مراجعت به ایران انتخاب کنیم . ساعت 11 صبح روز یکشنبه 1391/11/8شهر ایروان را به مقصد تهران ترک نمودیم و در نهایت ساعت 7 صبح روز دوشنبه 1391/11/9 به شهر کرج رسیدیم .

      تجربه خوبی بود . موفق به شناسائی کامل منطقه شدیم ، که امید آن است که در سنوات آینده با یک تیم فنی و کامل برای فتح این قله و قلل دیگر منطقه ، بدون نیاز به راهنما به این دیار اعزام شویم .

      از همین جا از آقای محمد عسگری و فرهاد رشیدی ( مدیریت هتل دیپلمات ) که ما را در کسب این تجربه یاری نمودند  و افتخار همنوردی با ایشان را داشتیم و نیز به عضویت افتخاری گروه البرز سبز کرج و آیلار نوشهر درآمدند کمال تشکر و قدر دانی را دارم .

      وطنم دوستت دارم ، می پرستمت وطنم ، ایرانم جانم فدای تو و فدای ایرانیان غیورت .

      در دل  دعایم کنید تا صعودهای پر افتخار در قلل جهانی داشته باشم .

      شاد شاد شاد باشید .

 

 

 

 

 

     با تشکر

       مهرعلی پیش رویان