بنام یزدان پاک

گزارش صعود به قله 4050 متری کاهار در تاریخ 1391/11/27

      جمعه ساعت 5 صبح زمان حرکت ما از کرج به سمت روستای کلوان در جاده چالوس بود . دوستان همنورد البرزسبزی این صعود آقایان مهران کیان ، مهرعلی پیش رویان ، حسین بیگی ، حسن خسروانزاده ، علیرضا شایان ، مجید احمد زاده ، علی عباسعلی نژاد ، سجاد جعفریان ، مهران پیش رویان  و خانمها مریم رمضانی پور و مریم قره داغی بودند . وسیله نقلیه ای که ما را به آنجا انتقال می داد ، یک دستگاه ون سبز رنگ به رانندگی آقای خدری بود . هوا تاریک ولی آسمان صاف و ستاره بارون بود . دوباره داشتیم صعودی زمستانه را با برفی فروان تجربه می کردیم .

       با وجود تذکراتی که به دوستان نسبت به ثبت نام جهت شرکت در برنامه داده    می شد ، باز هم با بی توجهی بعضی از دوستان مواجه شدیم . نسبت به نفرات ثبت نام شده خودرو تهیه شده بود ولی بودند کسانی که ثبت نام نکرده و سرزده آمدند ، باعث شد ، باسختی فراوان مسیر را سپری کنیم . ساعت 6:10 دقیقه به روستای کلوان رسیدیم ، ابتدای جاده خاکی ، سمت آب انبار همگی به صورت ستونی به حرکت در آمدیم . سگهای گله ی روستا نیز پارس کنان سمت نفرات در حرکت بودند ولی کاری با کسی نداشتند . حتی در این صعود به عنوان همنورد کنار نفرات تیم صعود داشتند . به بالای آب انبار رسیدیم ، برف زیادی وجود داشت . به دلیل برودت هوا ، زمین کاملأ سفت و یخ بسته بود .

      به گردنه رابط روستای کلوان و کلها رسیدیم . دوستان با کم نمودن لباس دوباره یال جنوب شرقی را به سمت قله پیش رو گرفتیم . در قسمتی از یال به دلیل ترکیدگی لوله آب روستائیان ، تپه یخی تقریبأ بزرگ و زیبائی تشکیل شده بود . به راهمان ادامه دادیم ، تا جائیکه یکی از همنوردان به دلیل داشتن حالت تهوع از تیم جا ماند . تیم اول به سرپرستی آقای پیش رویان ، دیگر نفرات را به سمت قله راهی نمودند و به کلیه نفرات گفته شد به دلیل شرایط کوهستان تا ساعت 12:30 دقیقه هر کجا که باشند  برگردند ، ولی متأسفانه اینکار صورت نپذیرفت  ، که اشاره خواهم نمود .

      تیم به صورت ستونی به پائین جانپناه رسیدند و بر روی صخره ها دقایقی را به استراحت پرداختند . ما نیز نم نم به سمت آنها حرکت کردیم . نقابهای زیبائی بر روی یال مشرف به قله تشکیل شده بود ، بزرگ و پر ابهت . دوستان به نزدیکی جانپناه رسیدند  و از دید ما خارج شدند . دو نفر از همنوردان گروه خانه نیز به ما پیوستند و تا ارتفاع 3200 متری جانپناه منتظر بازگشت دوستان ماندیم .

      دوستان البرز سبز ساعت 9:15 دقیقه در جانپناه مشغول استراحت و صرف صبحانه شدند . ساعت 10:15 دقیقه منطقه پرشیب بالای جانپناه حضور داشتند . ساعت 10:30 دقیقه بر روی یال یا نقاب برفی بالای منطقه کف آب بودند ، ساعت 11:10 دقیقه در دامنه اولین گرده ، نزدیک به قله حضور داشتند . ساعت 11:40 دقیقه در منطقه آدم سنگی بودند ، جائی که قله هائی همچون آزادکوه و دماوند پرافتخار به وضوح دیده می شد . ساعت 12 گرده اولی به پایان رسید و ساعت 12:45 دقیقه در قسمت جنوبی قله به نزدیکی های گرده دومی حضور داشتند . ساعت 13:05 دقیقه به شیب زیر قله یا دشت کاهار رسیدند و در ساعت 13:20 دقیقه بر فراز قله 4050 متری قرار گرفتند و سرود « ای ایران » را سردادند و عکسهای یادگاری و فیلم تهیه شد .

      قابل ذکر است در این گوشه کنار و دور از چشم سرپرست برنامه ، شیطنتهائی نیز صورت پذیرفت ، که در گزارش از بیان آنها صرف نظر می کنم ، ولی به صورت جدی با نفرات خاطی برخورد خواهد شد . ما همچنان منتظر بازگشت دوستان مانده بودیم که صدای چند انفجار یا سقوط بهمن شنیده شد . دوستان گروه خانه نیز احتمال می دادند که صداها از جبهه شمالی قله کاهار باشد . همین امر نگرانی ما را از وضعیت دوستان که هنوز بازنگشته بودند  بیشتر می نمود . و اینجا لازم می دانم به مطلبی اشاره نمایم ، بارها در جلسات گروه اشاره گردیده که صعود به قله ملاک نیست و سلامتی دوستان در اولویت امور قرار دارد . همچنین اشاره شده بود که بیشترین اتفاقات و حوادث هنگام بازگشت از قله اتفاق می افتد  ، که متأسفانه شاهد آن بودیم که دوستان هنگام بازگشت هیچ توجهی به کار گروهی ندارند ، و هر کس برای خودش و به صورت فردی حرکت می نماید و همچنین دیده شد که نفرات مبتدی در سرازیری های پرشیب چند مرحله تعادل خود را از دست دادند و در برفها می غلطیدند .

      ساعت 15 زمان حضور دوستان در کنار جانپناه بود . پس از خوردن نهار ، ساعت 15:30 دقیقه از جانپناه حرکت مجدد خود را آغاز نموده و به سمت روستای کلوان به ره افتادیم . در زیر جانپناه کاملأ از پاکوبه خارج شدیم و ریسکی بزرگ صورت پذیرفت که این امر موجب گشت تا درون برف زیاد  براثر فرو رفتن پاهایم ، آسیب دیدن از ناحیه  زانو را برایم بهمراه داشته باشد ، کاملأ کاری غیر منطقی که دیگر اجازه چنین کاری را نخواهم داد . به هر نحوی که بود مسیرهای بازگشت را طی نمودیم ، و ساعت 17:5 دقیقه به آب انبار کلوان رسیدیم . با وجود شیب تند  اکثر دوستان باطومهایشان را برای دور کردن مگس و حشرات با خود حمل می کنند و احساس می کنم حتی طریقه استفاده کردن از آن را هم نمی دانند .

      ساعت 17:30 دقیقه همگی دوستان حلقه ای را تشکیل دادیم ، به مسائلی پرداخته شد ، از قبیل حمایت از حیوانات در طبیعت ، رعایت حقوق همنوردان  ، احترام به پیشکسوتان و پرهیز از هر گونه حاشیه هائی که منجر به فروپاشی گروه را در پی داشته باشد . و نهایتأ ساعت 17:45 دقیقه روستای کلوان را به مقصد کرج ترک نمودیم و در ساعت  19 از دوستانمان خداحافظی نمودیم .

 

 

 

         پاینده باد ایران

          مهران کیان