بنام یگانه خالق هستی بخش

 

گزارش برنامه آموزش ، هم اندیشی و پیمایش منطقه پورکان در تاریخ 1391/12/25

 

      صبح روز جمعه ساعت 6:50 دقیقه کرج را به مقصد روستای پورکان ترک نمودیم . صبحی که دوستان دوباره از موضوع برنامه باخبر نبودند ، که این موضوع یکی از روشهای کاری مدیریت بود . احساس نمودم دوستان به صورت سلیقه ای رفتار می کنند ، گفته بودیم برنامه آموزشی باشد برای خانمهای گروه ، با وجود اینکه تلفنی با ایشان صحبت کرده بودم و اهمیت برنامه را برایشان یادآور شده بودم ، متأسفانه استقبالی از جانب همنوردان خانم نشد ، به جزء تعداد سه نفر از خانمهایی که مرتب ار تمامی برنامه ها و جلسات حضور دارند . اگر این برنامه نبود ، ما می توانستیم مثل گروههای دیگر برنامه جشن پایان سال را با نفرات بیشتر اجراء نماییم . خلاصه همین موضوعی بود تا عده ای دوباره سوء استفاده کنند  ، و هر چه را که به اذهانشان خطور می کند را بدون توجه و ملاحظه بیان کرده و به ما حواله نمایند .

      حاضرین در این برنامه  آقایان مهران کیان ، مهرعلی پیش رویان ، جلیل امانی ، بهزاد فتحی ، حامد محمدی ، مهران پیش رویان ، و خامنها زهرا جعفریان ، نازنین بیک زاده و مریم قره داغی بودند . در طبیعت زیبای ضلع شمال غربی روستای پورکان ، کنار صخره های بلند و آبشارهای زیبا ، شیب تندی را سپری کردیم . به بالای آبشارها  رسیدیم . لکه های سبز رنگ ، نوید بخش طبیعت و زندگی نو و سال جدید را داشتند . یا مورچه های فعالی که برای سال جدید یا با هیاهوی قشنگی که برپا کرده بودند به تعبیر بنده خاصی مشغول خانه تکانی بودند ، می شد نظم و شادی را در میانشان حس کرد . و یا گلهای رنگی کوچکی که پیش قراولان بهار بودند ، همه و همه این زیباییها ، نوید رسیدن بهار را می دادند .

      این همه انرژی در طبیعت ما را نیز بر این داشت که از این لحظات با هم بودنمان ، نهایت بهره را ببریم و به صحبت راجع به ایده های نابی که گویا این طبیعت زیبا در خلق آنها بی تأثیر نبوده بپردازیم . امید آن است که با بهره گیری و برنامه ریزی مناسب ، از صحبتها و ایده های جالب و متنوعی که در این برنامه مطرح شد بتوانیم در برنامه های آتی گروه به موفقیت های بیشتری دست یابیم .

       بعد از صرف صبحانه ، کارگاه ثابتی توسط همنوردان عزیزمان نصب شد و به کار " آموزش صعود و فرود و نحوه استفاده از ابزار فنی سنگنوردی از جمله طناب ، اسلینگ ، یومار ، کارابین و ... پرداختیم . چنان سرگرم تمرین و آموزش بودیم . با هیجان و لذت خاصی به تمرین پرداخته بودیم چنانکه گذر زمان را متوجه نشدیم . بعد از چند ساعت تمرین دوستان به جمع آوری هیزم ، برای آماده کردن ناهار پرداختند .

      پس از مهیا نمودن مقداری کباب بال مرغ و صرف غذا ، دوستان مشغول پاکسازی منطقه شدند . لازم به ذکر است جوی آب آنجا نیز لایه روبی شد . سپس با ثبت عکس ، ساعت 15:30 دقیقه مسیر برگشت را ادامه دادیم . بر بلندای آسمان آبی عقابی مشغول گشت زنی بود . با صخره های بلند و شکلهای مختلف آنها در ذهنم تصاویری را پیش سازی می کرد که دیدن تصاویر ساخته شده شما نیز همین موضوع را تأیید خواهید نمود .

      دوباره مسیر لغزنده و پرشیب بالای روستای پورکان را پیش رو گرفتیم ، در طول مسیر کاملأ همه جا را پاکسازی کردیم . به محل پارک ماشینها رسیدیم . کنار سبد زباله ، زباله های زیادی توسط روستاییان ریخته شده بود . با جمع آوری آنها و ثبت عکس با صحنه ای دلخراش مواجه شدیم ، مرگ یک راسو در حاشیه جوب داخل روستا . با همه اینها در ساعت 16:30 دقیقه از تمامی دوستان خداحافظی نمودیم .

 

پاینده باد ایران

مهران کیان