به نام خدا

گزارش صعود به قله 3962 متری توچال روز جمعه 1392/1/30

  طبق اطلاع رسانی انجام شده با پیامک توسط سرپرست محترم گروه در روز چهارشنبه صبح قرار بر این شد که همنوردان البرز سبزمان این هفته برنامه صعود به قله توچال تهران را در برنامه داشته باشند.به عزیزان یادآوری شد که بیمه ورزشی تجهیزات فنی کامل اعم از:باطوم زوجی کوله فنی کفش کوه مناسب  طناب انفرادی و دو وعده تغذیه  به همراه خود بیاورند وتا ساعت 15 بعداز ظهر اقدام به ثبت نام نمایند.

با توجه به اینکه بهترین فصل صعود  به قله توچال اواسط بهار می باشد و سازمان هواشناسی هم اعلام هوای تقریبا پایدار را برای آخر هفته کرده بود همه چیزنشان از یک صعود خوب را نوید می داد.

طبق قرار اعلام شده  همنوردان ساعت5:30 دقیقه صبح در میعادگاه همیشگی جمعه ها سینما هجرت کرج حضور بهم رساندند.نکته اینکه اکثر همنوردان سروقت حاضر بودند بغیر از یک نفر که با تاخیر حدود 30 دقیقه ای حاضر شد.

13 همنورد شرکت کننده در این برنامه عبارت بودند از:مهران کیان، بهزادفتحی،سیروس کلانتری، حسن خسروانزاده ، جواد محدث ، حامد محمدی ، مجید احمدزاده ، ناهید بکائیان ، مهران پیشرویان ، آزاد صدقی ، محمد مرادی زاد ، علی عباسعلی نژاد و سجاد جعفریان. باید اشاره کنم که جای خالی آقای مهرعلی پیشرویان مدیر فنی  پرانرژی گروه کاملا احساس می شد. البته ایشان به عنوان پشتیبان گروه طی چندین تماس اخبار گروه را دنبال می کردند.

با توجه به اینکه خودرویی جهت عزیمت به مقصد دربند از قبل هماهنگ نشده بودهمگی از سینما هجرت پیاده به سمت ایستگاه تاکسی های کرج-تجریش حرکت نمودیم.3 دستگاه اتومبیل لازم بود که همنوردان را تا مقصد برساند که هماهنگ گردید و ساعت 6:05 دقیقه به مقصد دربند حرکت نمودیم. متاسفانه در مسیر اتوبان تهران-کرج یکی از اتومبیل ها حامل 4 نفر از همنوردان پنچر شد که به ناچار اتلاف وقتی حدود 15 دقیقه را داشتیم. با این وجود همگی ساعت 6:55 پای تله سیژ دربند کنار تندیس کوهنورد دور هم گرد آمدیم.همنوردان البرز سبز که با پیراهنهای ورزشی یکدستو روکش های کوله سبز گروهی با نظم خاصی در محل حضور پیدا کرده بودند موجبات توجه بسیاری از دوستداران کوه و طبیعت را فراهم آورده بودند و صحبت هایی مبنی بر تعریف از انسجام تیمی و انظباط، از اطراف شنیده می شد که این باعث افتخار ما بود.آسمان صاف و آرام بهاری و دمای حدود 11 درجه سانتیگراد صبح شمیرانات بهمراه محیطی پر نشاط ,سرشار از انرژی مثبت برای همگی بودو توچال میعادگاه عاشقان کوهنوردی ما را به آغوش خود فرا می خواند.

و اما کمی در مورد موقعیت جغرافیایی و اقلیمی دربند بدانیم:

دربند یکی از محله های تهران از دهکده های قدیمی شمیران و در شمال باغ سعد آباد واقع شده است. کلمه شمیران از دوبخش شمی + ران به معنای بلند جای یا همان جای بلند در مقابل تهران به معنای جای پایین (کم ارتفاع ) تشکیل شده است.اکثریت بالای 90 درصد مردم شمیران به زبان فارسی با لهجه تهرانی و گویش محلی صحبت می کنند.دربند در ارتفاع 1700 متری از سطح دریا قرار گرفته و آغاز یکی از راههای اصلی صعود کوهنوردان به البرز مرکزی است.کوره راهی از دربند آغاز و به آبشار دوقلو و پناهگاه شیر پلا ختم می شود.محله های قدیمی دربند عبارتند از:مرغ محله(مغ محله) ,کنارمحله, کلاغ پر, و سربند.محله دربند از مناطق خوش آب و هوا و گردشگری تهران است و طبق نظر سنجی های انجام شده نخستین گزینه شهروندان تهرانی برای پذیرایی از مهمانان خارجی و شهرستانی است.

رودی  پرآب به نام رودخانه دربند از میان ده می گذرد که در سال 1366 سیلی که در این رودخانه ایجاد شد که بازار تجریش را نابود کرد.دره های اصلی رودخانه دربند عبارتند از:دره اسون ,دره امامزاده ابراهیم, دره کاک,  آب شیر درو و دره زون.خیابان دربند از ارتفاع 1600 متری در میدان قدس آغاز و در ارتفاع 1700 متری میدان سربند (تندیس کوهنورد) به پایان می رسد.تندیس کوهنورد در سال 1341 توسط رضا لعل ریاحی پیکره تراش و نقاش ایرانی ساخته و نصب گردید.

در ابتدای حرکت ستونی سرپرست گروه حامد محمدی را بعنوان جانشین خود مجید احمدزاده را بعنوان گزارش نویس مهران پیشرویان را بعنوان عکاس انتخاب نمودو آقای سیروس کلانتری از پیشکسوتان گروه شقایق بعنوان سرقدم ایستادند ودر ساعت 7:05 دقیقه به مقصد شیر پلا شروع به حرکت نمودیم. حدود یک کیلومتر که از تندیس کوهنورد به سمت شمال حرکت کردیم کوچه سمت راست  یا همان مسیر غربی که از زیر تله سیژ می گذرد انتخاب شد .

        لازم به ذکر است مسیر دیگری (مسیر کف دره)که از میان کافه رستوران ها می گذرد به دلیل باریک و پر تردد بودن مناسب جهت گروه نیست. تنها موردی که کمی باعث آزارهمنوردان بود ماشینهای زیادی بودند که برای پیدا کردن جای پارک به کوچه پس کوچه های هجوم آورده بودند و به دلیل شیب مسیر بوی دیسک و صفحه آنها بلند شده بود که امیدوارم نهادهای مسوول جهت رفع این معضل اقدام نمایند.ابتدای خاکی یک راه صخرهای کوچک داشت که پس از وارد شدن به ابتدای روستای پس قلعه تبدیل به کوچه باغ گردیدو در فصل بهار با درختان میوه تازه جوانه زده و گلهای خوشبو وغنچه های رنگ به رنگ که فضا را عطر آگین کرده بودند همراه بود. پس قلعه از روستاهای دهستان رودبارقصران شهرستان شمیران استان تهران می باشد و جمعیت آن بر اساس سرشماری سال 1385 حدود 153 نفر و 47 خانواراست. به تدریج با زیاد شدن ارتفاع و باز شدن میدان دید کوههای صخره ای منتهی به تله کابین توچال در سمت چپ و در سمت راست کوههای منتهی به قله کلک چال نمایان بود.طول مسیر دربند تا شیرپلا از پس قلعه, قیفی شکل می باشد که از دربند دهانه تنگ قیف آغاز و به شیرپلا دهانه گشاد قیف خاتمه می یابد.همان طور که به صورت ستونی حرکت می کردیم تله از بالای سرمان رد می شد و همچنین بین گروه وکوه نوردان دیگر جملاتی همانند:روز خوبی داشته باشید خدا قوت بگذارتا ببوسمت و... رد و بدل می شد.پس از گذشت حدود 45 دقیقه سرقدم گروه را جهت کم نمودن لباس و نوشیدن آب متوقف نمود و بعد از حدود 5 دقیقه مجددا شروع به حرکت نمودیم.حال عمومی بچه ها خوب بود و هیچ گونه دشواری از بابت تامین آب آشامیدنی آنتن دهی تلفن همراه و سرویس های بهداشتی وجود نداشت. بعد از گذشتن از روستای پس قلعه به دو راهی بند یخچال رسیدیم که ما مسیر سمت چپ را به سمت آبشار دوقلو ادامه دادیم .میگویند مسیر بند یخچال تا پناهگاه شروین از مهمترین مدرسه های سنگنوردی البرز مرکزی است.بعد از عبور از دو راهی اوسون و در پیش گرفتن مسیر کافه رجب توقفگاه بعدی ساعت 8:20 پایگاه امداد و نجات داوودی(کافه رجب) بودکه آنجا سرپرست گروه از آقای کلانتری خواست تا خاطرهای تعریف کندکه ایشان به خاطرهای تلخ در سال 83 اشاره کرد که در اثر ریزش و اصابت سنگ به سر یک پیشکسوت کوهنوردی استان البرز شادروان جواد حضرتی متاسفانه موجب فوت این عزیز و دو تن دیگر شد اشاره کرد.ونکته آموزشی و حائز اهمیت این بود که دو جوان دانشجو در مسیر بیراه ای بالای پاکوبه اصلی حرکت می کردند که موجب ریزش و پرتاب سنگ فراهم آمدو این واقعه اسفناک به وقوع پیوسته بود.به احترام این عزیزان از دست رفته 1 دقیقه سکوت اعلام شد.

در حرکت مجدد به سمت آبشار دوقلو با توجه به بارندگی های خوبی که در منطقه البرز مرکزی استان تهران روی داده بود به هر طرف که نگاه می کردیم چشمه ها و آبشارها از کوه سرازیر بود . در گذر از منطقه سنگی و دارای پرتگاه دره غار پلنگ  در شمال غربی کافه رجب ودر جهت مسیر عمومی به نام آجاسیخی رسیدیم. لازم به ذکر است دهلیز پرشیب در سمت جنوب شرقی زیر کافه رجب و دهلیز مرتفع پر شیب در پلکان اول قسمت صخرهای  نیز از جمله نقاط حادثه خیز مسیر می باشد. قبل از رسیدن به آبشار دوقلو در مسیر صخرهای قسمتی از مسیر به صورت طناب و پله آماده شده است که  سنگ و صخره نوردی سادهای انجام می شود.در میان صخره ها همنورد جدیدی به نام خانم احدی به گروه اضافه گردید که ظاهرا ایشان تجربه کوه پیمایی در این مسیر تا شیرپلا را قبل از این هم داشتند. در ادامه به آبشار دوقلو در ارتفاع 2700 متری از سطح دریا E512543 N355115 رسیدیم که لحظاتی برای ثبت عکس توقف داشتیم. دلیل نامگذاری دو قلو بر این آبشار اینست که آب هنگام ریزش از ارتفاع به دو شاخه تقسیم می گردد.این آبشار همچون دیگر آبشارهای فصلی البرز مرکزی مانند آبشار فصلی پیچ آدران در محور کرج-چالوس آبشار سنگان در مسیر امازاده داوود و آبشار منظریه شمیرانات از ذوب برف ها در بهار وتابستان پدید می آیدوارتفاع تقریبی آن حدود 20 متر می باشد.کمال الملک نقاش معروف در یکی از آثارش در سال 1263 این آبشار را به تصویر کشیده.این آبشار معروفترین آبشار در مسیر شیرپلا است که که با حجم آب فراوان  و ریزش وحشیانه خود توجه طبیعت گردان و کوهنوردان را به خود جلب می نماید.

دیگر راه زیادی تا پناهگاه شیر پلا در ارتفاع 2750 متری نمانده بود و ما به شیب تند زیر پناهگاه رسیده بودیم.ساعت حدود 9:35 دقیقه به پناهگاه شیرپلا رسیدیم.همانطور که اشاره شد پناهگاه در ارتفاع 2750 متری از سطح دریا قرار دارد.از پناهگاه تا قله توچال به طور متوسط 3.5 راه است.این پناهگاه در سال   در 2 طبقه بنا شده ودارای امکاناتی چون خوابگاه با ظرفیت 150 نفر سالن نهار خوری بوفه نمازخانه سریس کامل بهداشتی و لوله کشی آب و برق است.نام شیر پلا یا شیر پلا درگویش مازندرانی به معنی شیر برنج است که هنوز هم خوراک گاوداران مازندرانی در بلندای البرز است.به صلاحدید سرپرست گروه در ضلع غربی پناهگاه و در طبیعت جهت صرف صبحانه توقف کردیم.تعدادی از دوستان هم جهت تجدید قوا به پناهگاه رفتند.بعد از صرف صبحانه سرپرست برنامه همنوردان را به دو گروه تقسیم نمودوقرار شد عده ای تا ساعت 12 ادامه صعود را به سمت پناهگاه امیری (سیاه سنگ)  دنبال کنند . 7 تن از همنوردان ادامه صعود را به سمت سیاه سنگ در ساعت 10:45 ادامه دادیم  و 6 نفر دیگر هم به همراه آقای کیان برای چیدن گیاهان کوهی نظیر تره کوهی ریواس و...مسیر برگشت از دره اوسون را در پیش گرفتند. با رد شدن از دوراهی اوسون مسیر سمت راست را در پیش گرفتیم.مسیر با شیب تندی همراه بود و روی یال باد تندی وزیدن گرفته بود.در ابتدای یال منتهی به سیاه سنگ و در ساعت 11:20 دقیقه  دو تن از همنوردان از لحاظ تنفسی کمی دچار مشکل شدند که پس از بررسی انجام شده علت اصلی را صرف بیش از حد صبحانه یا رژیم غذایی نامناسب شب قبل یافتیم.بارها تذکر داده شده که مصرف بیش از حد غذا در صعودهای سنگین باعث ایجاد اختلال در اکسیژن گیری شش ها میشود و خون در اطراف معده جهت هضم غذا جمع می شود.به گفته پیشکسوتان امر 3/1 حجم معده پر شود تا صعود موفقی داشته باشید. از ارتفاع 2850 متر به بالا شاهد لکه های برف روی زمین بودیم و از ارتفاع 3000 متر به بالا زمین کاملا پوشیده از برف بود.همچنین از پناهگاه شیر پلا به بالا دگر خبری از سبزه و گل و شگوفه و پوشش گیاهی به دلیل سرمای هوا نبود گویی بها هنوز آنجا نیامده بود. با نزدیک شدن به سیاه سنگ و قرارگرفتن در 3/1 ابتدایی یال منتهی به ساعت 12 نزدیک شدیم و با صلاحدید پیشکسوتان با توجه به شرایط جوی(باد شدید هوای گرفته قله و شرایط زمانی) از ادامه صعود منصرف و تصمیم به برگشت سمت دره اوسون و پیوستن به همنوردان را گرفتیم. در نهایت در ساعت 12:50 دقیقه در ابتدای دره اوسون به بقیه ملحق شدیم و پس از در آغوش کشیدن هم به صورت ستونی و منظم مسیر دره را به سمت آبشار اوسون و کم کردن ارتفاع پیش گرفتیم.با کم کردن ارتفاع و از 2650 متر به پایین مجددا دره پوشش گیاهی سبز و چشم نواز خود را بازیافت.ساعت 13:35 دقیقه جهت صرف نهار در کنار چند درخت و چشمه ای کوچک روی صخره های سنگ اتراق کردیم.پس از حدود 1 ساعت همنوردان مسیر برگشت را در پیش گرفتند هرچه ارتفاع کم می شد پوشش گیاهی دره زیباتر میشد.بی جهت نیست که این دره یکی از زیباترین دره های منطقه می باشد و این نام که معنایش به تعبیری همان افسون به معنی سحر و جادو است روی آن نهاده شده.زیر پاهایمان سنگهای بسیار زیبایی که دو رنگ متفاوت قرمز و رگه های قهوه ای داشت به چشم می خورد.در حوالی آبشار زیبای اوسون توقفی برای گرفتن عکسهایی خاطره انگیز داشتیم.الحق و الانصاف طبیعت گردان این بار به خوبی از عهده تمیز نگاه داشتن محیط کوهستان بر آمده بودند و نشانه هایی از تغییر فرهنگ در این زمینه به چشم می خورد.حدود ساعت 15:45 به نزدیکی پس قلعه رسیدیم و این بار مسیر کف دره دربند را که از میان کافه ها و رستوران ها می گذرد برای فرود به سربند پیش گرفتیم.بوی انواع کبابها و دیدن انواع ترشیجات مانند سوهانی روحمان را خط خطی میکرد.در نهایت ساعت16:35 دقیقه به تندیس کوهنورد رسیدیم.با یکدستگاه ون دلیکا به ایستگاه مترو تجریش رفته از آنجا به ایستگاه امام خمینی  صادقیه و سپس کرج رسیدیم.ساعت 19 عصر از همنوردان در ایستگاه مترو کرج به امید دیداری دوباره خداحافظی نمودیم.

 

تهیه کننده گزارش: مجید احمدزاده