بنام یکتای زیبا آفرین

گزارش برنامه کاخ ناصر الدین  شاه وشن ستون در تاریخ های 14 و15 خردادماه 1392

این برنامه که از قبل برای صعود به قله آزاد کوه پیش بینی  شده بود جایگزین شد که چگونگی تعقیررا عرض خواهم نمود ،روز سه شنبه همگی دوستان ساعت 4:45 دقیقه صبح کرج را به مقصد جاده چالوس ترک نمودیم غافل ازاینکه چه مسائلی را پیش رو خواهیم داشت .هنوز وارد جاده چالوس نشده بودیم  که زیر پل جدید جانبازان یکساعت گرفتار ترافیک وممانعت عوامل نیروی انتظامی شدیم ،ما بهر دلایلی می بایست می رفتیم ، تنها راه وچاره این بود که از مسیر میدان اسبی  وپارک مادر به بیلقان می رفتیم .برای خروج وارد خروجی زورآباد شدیم ، آنهم چه صحنه های جالبی را روبرو شدیم وجالب تراز همه این بود که تمامی قوانین راهنمائی ورانندگی دربخش پارک خودرو وفاصله دراین منطقه به صورت جدید دیده می شد که با قوانین ما خیلی مغایرت داشت وبدلیل اینکه خللی در قوانین پیش نیاید مجبور شدیم شیب تندی را به صورت دنده عقب برگردیم. خلاصه با کلی معطلی به میدان کرج رسیدیم از آنجا به آزادگان وسپس میدان اسبی وپارک مادر  وبیلقان به همنورد عزیزمان آقای محبی رسیدیم وجاده کاملا خلوت بود خلاصه به منطقه ماهان رسیدیم ، پس از استراحتی کوتاه وخرید تنقلات دوبار سوار بر خودروشدیم براهمان ادامه دادیم خوشحال بودیم که به آزاد کوه می رویم ،  تااینکه به منطقه دو آب شهرستانک رسیدیم ترافیک می رفت تا شروع شود ما تونل تنگه کسیل را رد کردیم که چشمتان روز بد را شاهد نباشد ،چیزی بعنوان جاده آسفالت دیده نمی شد مردم وسط خیابان بساط قلیان ورختخواب براه انداخته بودند وپیرو همین موضوع ومسائل بی نظمی مردم وقانونشکنی آنها،  ما 4ساعت در 10 متر حرکت کردیم با هم اندیشی دوستان به این نتیجه رسیدیم که مسیر بازگشت را پیش رو قرار دهیم و به سمت شهرستانک حرکت کنیم خلاصه با کلی مشکل به خروجی شهرستانک رسیدیم ودر ساعت 13:30 دقیقه در نزدیکی کاخ از خودرو پیاده شدیم ویکساعتی از کوچه باغهای زیبا وسرسبز عبور کردیم تااینکه به امارت ناصر خان رسیدیم ،اونهائی که آنجا بودند میگفتن ،رفتن ناصر خان نبود در امارت بازبود ولی از نگهبان وسربازو حشمش خبری نبود ولی حس میکردی اینجا بودن وتازه رفتن ودرون دخمه های برپائی آتیشش خاکسترها وسیاهی دیوار هاش میگفت خیلی وقته رفتن  واون زمان کسی اومد از تهران خبری آورد وهمه گذاشتن رفتن یکی شنیده بود که یارو گفت تو تهران ناصرالدین شاهو ترور کردن وکشتنش ،پس موندن بقیه بی فایده بود،چهار پاهاوگاو وگوسفندانو رهاکردند ورفتن واز اون ابهت شاهنشاهی وامارتش فقط ساختمان مخروبه ای در غالب تالار تشریفاتو حرم سراهاش ودوتا قاب عکس به جا مونده بود و مردم وبومیها همه ی آثارو نابود کردند تا اینکه سازمان میراث فرهنگی جدیداَ در حال ایجاد کردن فضای گردشگری در این منطقه خوش آب وهوا می باشد خلاصه بعداز استراحت وصرف ناهار گشت وگذاری در منطقه داشتیم تا شب درون آلاچیقها چادرهایمان را احیاءنمودیم شب را با آواز خوانی وشادی به صبح سپری میکردیم در میان سکوت شب ،صدای موتور سیکلت سواران آرامش را بهم ریخته بودند تا ساعت 3بامداد دوباره صدای شلیک گلوله سکوت طبیعت را شکست و خواب را از چشم دوستان ما ربود،دلیلش را هرگز متوجه نشدیمو دوباره چند موتور سوار دیگر ، آرامش ما را کاملاَ بهم ریخته بودند وبنده تا صبح بیدار ماندم مبادا اتفاقی بیافتدصبح همه دوستان بیدار شدند ودر حال آماده نمودن صبحانه شدند وصرف صبحانه صورت پذیرفت ،بعداز آن کوله ها جمع آوری شد ومشغول پاکسازی طبیعت از زباله نمودیم ودورهم جمع شدیم هرکسی یک جمله زیبائی به دوستان هدیه می نمودوبعداز آن به صورت ستونی به سمت شنستون براه افتادیم برای رسیدن به آنجا از مسیر سرچشمه رودخانه پر آب ضلع غربی کاخ حرکت کردیم وجای همه دوستان واقعاَ خالی بود ،بعداز آبی به سرو صورت زدن براهمان ادامه دادیم تا اینکه ساعت 11:40 دقیقه به دشت سنستون رسیدیم وهمه دوستان مشغول جمع آوری آویشن شدند وبعداز ثبت عکس واستراحتی کوتاه مسیر جاده خاکی سمت شهرستانک را در پیش گرفتیم تا اینکه ساعت 14 به خودروی گروه رسیدیم ومسیر بازگشت کار بعدی ما شد در این بین دونفر از همنوردان تهرانی  نیز همراه ما شدند ودر بین راه دوستان را میهمان بستنی دهاتی نمودندو در ساعت 16 در میدان کرج از دوستان خوبمان خداحافظی نمودیم .

نفرات شرکت کننده: آقایان مهران کیان  ، مهر علی پیشرویان ، مهران پیشرویان ، نادر بنفشه ، آزاد صدغی ، بهزاد فتحی ، نقی یکه فلاح وخانمها ناهید بکائیان ،سمانه حسنی ، لیلا باقری ، مریم رمضانی پور ، زهرا رجبی وفاطمه تابش.

 

پاینده باد ایران 

مهران کیان