به نام خالق زیبایی ها

گزارش صعود به قله کرچان ارتفاع 3950 متری در تاریخ 23 و 24 خرداد ماه 1392

    این برنامه در صبح روز پنجشنبه به وسیله تماس تلفنی با نفرات هماهنگ شد و دوستان شرکت کننده در این صعود آقایان :  مهرعلی پیشرویان ، مهران کیان ، جلیل امانی ، نقی یکه فلاح، بهزاد فتحی  ، حامد محمدی ، مهران پیشرویان ، سعید کریمی ، آزاد صدغی وولی اله  نعمت زاده  و خانمها ناهید بکائیان و مریم رمضانی پور بودند . در ساعت 04:15 بعدازظهر روز پنجشنبه از جلوی مسجد جامع کرج به سمت روستای کیاسر واقع در 45 کیلومتری جاده چالوس به راه افتادیم. باز هم همگی دوستان با هم بودند شاد و سرحال البته کمی خسته از یک هفته پر تلاش کاری و می رفتند تا دوباره روحیه ایی شاد از طبیعت کسب کنند . در طول مسیر برخلاف هفته های گذشته زیاد خبری از ترافیک سنگین نبود و اگر هم بود باز با روحیه خوب همنوردانمان مخصوصا آقای پیشرویان و آقای کیان تحملش آسان بود . توقف کوتاهی در مسیر برای خرید بستنی داشتیم که زحمتش با آقای پیشرویان بود ماشین جدید مبارک در ساعت 18:45 به روستای کیاسر رسیدیم و بعد از پیاده شدن از خودرو به صورت ستونی و البته این هفته نه با کاورهای یکدست سبز به دلیل انتخابات بلکه به صورتی منظم به راه افتادیم و مسیر قله را پیش رو قرار دادیم . از روستا گذشتیم البته با چهره های ساده و شاد روستائیان که واقعا آرامش را به ما هدیه می دادند و بدرقه راهمان بود .رودخانه پرآب در پایین روستا ،پوشش درختان وگلهای وحشی و داروئی همانند آویشن ، توت روباه ، گیاه بومادران ، گل گندم  مناظر زیبایی را به وجود آورده بود و گه گاه دیدن پرندگانی همچون کبک و شاهین دوستان را به وجد می آورد .بعد از پیمودن مسیر در کنار استخر آب که تامین کننده آب روستا نیز بود توقف کوتاهی داشتیم و بعد مسیری پر شیب و صخره ایی جلوی رویمان پدیدار شد .  هوا کم کم داشت رو به تاریکی می رفت و ما همچنان ادامه می دادیم .بعد از عبور از منطقه دم خوران کمی احساس سرگیجه داشتم و به شدت خسته بودم تا جائیکه در زیر تخته سنگی مجبور به توقف شدیم و با کمک آقای کیان و ریکاوری ایشان به مدت 2 دقیقه و خوردن معجون جادوئی که آقای محبی داشتند والبته با همراهی دوستان و دلگرمی هایشان ادامه مسیر برایم آسانتر شد. در منطقه حوضه چال توقف نمودیم و دوستان مشغول به برپایی چادرهایشان شدند .من به دلیل افت فشارم احساس سرما داشتم که با پوشیدن لباس گرم حالم کمی بهتر شد و در کنار آتشی که دوستان برپا کرده بودند جمع شدیم و مشغول خوردن شام مختصری شدیم و زود به چادرهایمان رفتیم به دلیل اینکه آقای پیش رویان اعلام کردند صعود به قله صبح زود انجام میگیرد. صبح ساعت 5 کوله های حمله را آماده کردیم و بدون حضور آقای کیان و حامد محمدی به سمت قله به راه افتادیم. در طول مسیر چشم انداز زیبای قله هایی همچون ناز، کهار، دوخواهران و حتی علم کوه قله ای که همیشه پر از برف میباشد مناظر دلفریبی را برایمان به وجود آورده بود. توقف کوتاهی برای استراحت داشتیم و در ساعت 7:30 دقیقه در بالای قله سرود زیبای ای ایران را سردادیم و به مدت 15 دقیقه دوستان در اختیار خودشان بودند در طول مسیر بازگشت مشغول چیدن قارچ و سبزی های کوهی مثل آویشن و پونه شدیم و در ساعت 9 به حامد محمدی در کنار چادرها رسیدیم.آقای کیان به روستا برگشته بود چون باید پای صندوق رای می بود.دوستان مشغول خوردن صبحانه شدند و بعد از استراحت دو ساعته به سمت پایین حرکت کردیم. کم کم به ساعت های گرم روز نزدیک میشدیم تابش آفتاب و گرم شدن هوا آزار دهنده بود ولی باز دلگرمی های پیش کسوتان گروه ما را به ادامه راه تشویق میکرد. در ساعت 12:30 به کنار استخر آب رسیدیم و با نوشیدن آب دوباره احیاء شدیم. آقای کیان به جمع ما پیوست البته ایشان به وسیله بیسیم در راه بازگشت مدام گروه را چک میکردند. به منزل پدرخانم ایشان رفتیم و بعد از کمی استراحت و رفع خستگی منتظر ون شدیم برای بازگشت به کرج. البته اینجانب به همراه خانم بکائیان و آقایان حامد محمدی و مهران پیشرویان با خودروی آقا حامد محمدی به سمت کرج آمدیم با هماهنگی آقای کیان. و بقیه دوستان به همراه ون بازگشتند. جاده ترافیک زیادی داشت در ساعت 5 بعدازظهر به کرج رسیدیم آقا حامد همه را به منزل رساند و این پایان یک صعود زیبا بود.

 

 با تشکر مریم رمضانی پور