بنام آفریننده کوهها

گزارش صعود به قله آزاد کوه ارتفاع 4395 متردر تاریخهای 6و7 تیر 92

        نام و یاد آزاد کوه همواره ما را به سوی آزادگی و رها شدن از دنیای پر سر و صدای اطرافمان و حرکت به سوی طبیعتی پاک و بی آلایش و سر شار از زیبائی و زندگی می کشاند . آزاد کوه ( شاهزاده گردن کج ) قله ایی سر افراز و بلند از سلسله جبال البرز مرکزی و سومین قله مرتفع آن به شمار می رود.

بر خلاف اکثر دیگر قله های البرز که توسط یال های مرتفع به قله های اطراف خود زنجیر می شوند آزاد کوه قله ای “آزاد” و مغرور است که بر فراز دره های عمیق اطراف قد علم می کند. اسم آزادکوه توسط محلیان ساکن اطراف برای این کوه گذاشته شده ‌است و شاید دلیل این نام‌گذاری این باشد که این کوه به صورت مخروطی بوده و با ارتفاعات اطراف ارتباطی ندارد. علت نامگذاری با نام شاهزاده کج گردن هم کج بودن این کوه به سمت شمال است.

این برنامه توسط پیامک به دوستان رسید و دوستان شرکت کننده در این صعود آقایان : مهر علی پیشرویان ، مهران کیان ، جلیل امانی ، تقی یکه فلاح ، بهزاد فتحی ،ولی اله نعمت زاده ، حامد محمدی ، علی عباس علی نژاد ، آزاد صدقی ،علی توکل ، علیرضا آقایی ، سعید کریمی و خانمها : فاطمه تابش و مریم رمضانی پور  بودند . در ساعت   14:38 از  جلوی مسجد جامع کرج با مینی بوس سیترا به رانندگی آقای رضوانی البته با تاخیر به راه افتادیم .مسیر رفتنمان به سوی قله از جاده چالوس کیلومتر تقریبی 110 پل زنگوله کیلومتر 40 جاده یوش بلده  محل شاعر نامدار ایرانی نیما یوشیج   ( علی اسفندیاری  ) بنیانگذار و پدر شعر نو فارسی.

از کنار دشتهای سر سبز و زیبا که پر بود از گلهای شقایق وحشی البته با شقایق هایی که تصور می کنیم فرق می کرد شاید 10 برابر بزرگتر و زیباتر، در طول مسیر خیلی خوش گذشت کلی صحبت و شنیدنیهای زیبا از همنورد خوبمان آقای پیش رویان داشتیم . ایشان با لهجه زیبای لری و به صورت نقالی داستان زیبایی را برایمان تعریف کردند که شنیدنش خالی از لطف نبود . یکی از راههای ورودی را اشتباه رفتیم که با گرفتن راهنمایی از روستائیان راه درست را در پیش رو قرار دادیم . البته یکی از همکاران بیمه ایی را در آن روستا دیدیم آقای تورانی . ایشان مسیر درست را به ما نشان دادند . مسیر مد نظر عبور از دره زیبایی بود که دوست داشتی همیشه همانجا بمانی و واقعا یک قطعه از بهشت بود .ساعت 18بعد از گذشتن از روستاهای نسن ومیناک به کلاک پائین وبعد به کلاک بالا رسیدیم بعد از پیاده شدن از خودروتوضیحاتی در مورد نکات مهم پیرامون صعود پرداخته شدوراهمان را به سمت گردنه چورن پیش رو گرفتیم، پیاده رویمان3 ساعت طول کشید و کم کم  به تاریکی شب رسیدیم  در ساعت21 در کنار صخره ایی  چادر زدیم . قبل از ما گروهی ازتهران بنام پاکوب در آن مکان اتراق کرده بودند . ما هم جای مطمئنی پیدا کردیم و در آنجا شب را سپری کردیم . صدای دلنشین چشمه ایی  که از بین چادرها عبور میکرد بسیار دلنشین بود . در نیمه های شب از صدای برخورد تکه سنگی که از صخره جدا شده بود از خواب بیدار شدیم که البته مشکلی به وجود نیاورده بود .و به خیر گذشت ودر طول شب بارش باران کم وزیاد می شد وصدای رعدوبرق نگرانی ما را برای صعود بیشتر می نمود .ساعت 5 صبح از خواب بیدار شدیم و حرکت به سوی قله در ساعت 6:15 دقیقه بود . در طول مسیر از دره ایی زیبا عبور کردیم و تقریبا هر 1 ساعت 5 دقیقه استراحت داشتیم خانم تابش هم نورد عزیزمان اولین بار بود که این قله را صعود می کرد و البته دوستان دیگری هم بودند ولی جسارت و شهامت این بانو به ما قدرت می داد و کلی انرژی مثبت می گرفتیم .با عبور از کنار دره های زیبا و گهگاهی پر برف آن منطقه به قله رسیدیم . از ابتدا مه ای غلیظ ما را تا نزدیکیهای قله دنبال می کرد . به دلیل وجود مه نمی توانستیم زیبائیهای مناظر قلل اطرافمان را ببینیم در ساعت 11 به قله رسیدیم . همنوردان دیگری را در آنجا دیدیم با خواندن سرود زیبای ای ایران دوباره فتح زیبای دیگری را به افتخاراتمان اضافه نمودیم . لحظات زیبایی بود در چهره دوستانمان هم خنده بود و هم گریه البه اشک شوق بود برای فتحی چنین جانانه . 1 ساعت استراحت داشتیم به اتفاق گروهی دیگر که در قله بودند عکسهایی به یادگار گرفتیم و همه دوباره در قالب یک تیم منظم به سمت پایین حرکت کردیم . در راه بازگشت دوستان عزیزمان آقایان بنفشه و زنبق را دیدیم که واقعا دو گل سرسبد تیم همیشه موفق البرز سبز هستند . البته چند تیم کوهنوردی را هم دیدیم که از مناطق مختلف مثل تهران و اطراف آمده بودند . در ساعت    14:30دقیقه  به چادرها بازگشتیم و بعد از خوردن یک وعده سبک و کمی استراحت چادرها را جمع کردیم و به سمت روستا به راه افتادیم . در ساعت17 به می نی بوس رسیدیم و ایشان با روی باز  پذیرای ما بودند . در راه بازگشت جناب آقایی به افتخار اولین صعود بالای 4000 متریشان به همه در منطقه کندوان آش رشته دادند . خیلی چسبید . در ساعت 20:30دقیقه  به کرج رسیدیم . و با همنوردان عزیزمان خداحافظی کردیم .

 

 یادمان باشد     

به  دل کوزه آب، که بدان سنگ شکست... دستی از روی محبّت بزنیم!! تا اگر آب در آن سینه پاکش ریزند...آبرویش نرود.

یادمان باشد    

فردا حتما، ناز گل را بکشیم.. حق به شب بو بدهیم... و نخندیم دگر به ترکهای دل هر گلدان!

و به انگشت نخی می بندیم، تا فراموش نگردد فردا..!

زندگی شیرین است! زندگی باید کرد..

 و بدانم که شبی، خواهم رفت! و شبی هست که نیست، پس از آن فردایی...

 

واین را بدانیم که در خردادماه 1388تولد گروه البرز سبز بود بعداز چند سال دوباره تولدی دیگر همه ما را خوشحال وسربلند نمودقدوم کودکی که با جسارت مادرش را وادار ساخت تا ساعت11روز جمعه طی تماس تلفنی با همنوردانش برفراز قله از اوضاع همنوردانش با خبر شود وتوانست این صعود را به باافتخار حضورش درالبرزسبز بنام خود ثبت نماید،کسی نبود جزء شروین عزیزمان .حاصل زندگی دوتن از همنوردان محبوبمان آقای حنیف کاویانی وخانم الهام امینی،شروین جان خیر مقدم عرض می کنیم وقدومت را گلباران می نمائیم .امیدواریم روزی فرا رسد که پرچم دار گروه البرزسبزبر فراز قله های بلند دنیا باشی.

شروین کاویانی ، تاریخ تولد 1392/3/23و  صعود گروه کوهنوردی البرزسبزبه قله 4395 متری آزاد کوه به افتخار این کودک خوش اقبالمان ثبت می گردد.

پاینده باد ایران

تهیه کنندگان گزارش :مهران کیان ومریم رمضانی پور