به نام خداوندی که داشتن او جبران تمام نداشته های من است

         کوه را دریاب چون بهترین آموزگار زندگی است، در کشاکش صعود تصفیه می کند و صیقل می دهد، در سرمستی فتح جان می بخشد و روح می دهد و در نشیب فرود می آموزد که هیچ عزت و سربلندی نمی یابد جز اوج بلندای فروتنی.

    کوه نمادی از سخاوت، استواری قلب زمین و زیبائی های جهان است. کوه مکانی است که همواره معلم بشر نیز بوده و به انسان می آموزد : نخستین قدم، دشوارترین قدم است، اراده خوب راه را کوتاه می نماید و صبر بالاترین هنر است و جهان متعلق به افراد صبور است.

 

     گزارش صعود به قله پورا : ابتدا افرادی که در گروه حضور داشتند و ما را در این برنامه یاری می­دادند آقایان: پاشا امیری، مهران کیان، حسین بیگی، علی عباسعلی نژاد ،  خلیل عباسزاده ، سیروس فرهادی، مصطفی کاظمی، حسن خسروان زاده و اسماعیل حقیقی و خانمها : بهنازامیری، شیرین کرمی ، هاجر کیانی

      ساعت 6 از میدان کرج به سمت قله پورا حرکت کردیم در ساعت 6:30 بعد از آماده کردن وسایل و کمی نرمش ساعت 7 حرکت مارپیچ از آبشار نمرک به سمت قله را شروع کردیم قله پورا در فاصله دو روستای ارنگه و کندر قرار دارد .

      به تدریج که از کوه بالا می روی چنان محو تماشای ابهت کوه می شوی که تمامی آن نامردمی هایی راکه در آن پائین دیده ای به فراموشی می سپاری فرصتی پیدا می کنی تا به صدای درونت گوش دهی صدایی که از هر صدای دیگری با تو صادق تر است.

در ساعت 9:20 دقیقه برای صرف صبحانه استراحت کوتاهی کردیم سپس ادامه مسیر را بر روی صخره ها آغاز کردیم.

      باید زبان کوه را در عبور از تک تک صخره ها فهمید باید هم ذات با طبیعت شد تا دلربائی یخهای آویزان بر شاخه ها را درک کرد گویی درخت کریسمس را با ریسه های زیبا تزئین کرده اند. باید عاشق خلقت شد تا صدای پاها در برف را شنید صدایی محو و مبهم و در عین حال آشنا، برای درک زبان کوه باید با او همراه شد. غرق تابش خورشید بر دانه های برف ،محو ردپای پلنگها و بز کوهی و... که صاحبان اصلی این طبیعت اند .

     باید ببینیم برای چه به کوه می رویم آیا هدف فقط رسیدن به قله است و فتح آن ؟ شاید برای بعضی رسیدن به قله هدف باشد اما به قول بزرگی ( مقصد ما راه ماست ) و به گمان من مقصد من مسیرها و لحظه های خوب با هم بودن ماست . لحظه های ماندگار هم سفره شدن ، لحظه های ثبت خاطره با دوربین، که ای کاش دوربین بتواند فقط کمی از لحظه هایمان را جاودانه سازد.

صعود به قله در فاصله 30 دقیقه ای به دلیل وجود خطر ریزش بهمن کنسل و مسیر بازگشت در دستور کار تیمی قرار گرفت، نرسیدن به قله شاید در ابتدا تلخ بنماید، اما از دور که می نگریم گویی کوه می خواهد رازی را به ما بیاموزد که همیشه رسیدن به قله های آرزو ممکن نیست . گاهی باید در کوتاهترین فاصله تا هدف ایستاد قهرمانانه نگاهی به قله انداخت و سپس بازگشت . گاهی باید تا خود قله رفت هم چون فاتحان تاریخ .

     کوه پیش روی شماست . هیچ چیز مانع کوه رفتن شما نمی شود. اما صعود آگاهانه و با احتیاط موهبت کوه رابار دگر نیز به شما ارزانی خواهد کرد. در ساعت12:30 دقیقه در نزدیکی های قله پرچم گروه را برافراشتیم و سرود ملی ایران را سر دادیم. بعد از گرفتن عکسهای یادگاری به سمت پایین حرکت کردیم . در ساعت 14:20 برای صرف ناهارتوقف کردیم همه بر سریک سفره همچون یک خانواده غذایی خوردیم سپس مدیر گروه در مورد برنامه از بچه ها نظر خواهی کردند . دوباره حرکت ستونی به سمت پایین را آغاز کردیم در ساعت 17 کنار جاده بودیم  و سوار ماشین شدیم و به سمت کرج حرکت کردیم. البته ناگفته نماند که تماس های پی در پی آقای پیشرویان درباره گزارش صعود و جویا شدن از حال بچه ها دلگرمی برای تمام گروه بود.

«بندگی خدا کنیم تا خداوند همه چیز را بنده ی ما کند .»

            موفق باشید

تهیه گزارش: هاجر کیانی