بنام حضرت دوست

خدا تنها تنهایی است ، که تنها را تنها نمی گذارد

 

     همان آشنایی که تنهای تنها روزها را در نبود حیات به سختی می گذراند و شب ها آهی از ته دل می کشد و ناجوانمردانه جان ها می گیرد،کویر است. اگرچه طبیعت سبز و کوههای بلند زیباست اما در کویر مناظر زیبا وجود دارد که در هیچ جای دیگر نمی توان دید.بیابانهای پوشیده از نمک ، تپه شن های روان و آسمانی پر از ستاره.

گزارش کویرو تالاب نجم آباد:ابتدا عزیرانی که در این سفر با ما همراه بودند. آقایان : بهزاد فتحی ، پاشا امیری، مهرعلی پیشرویان، مهران کیان، نادر بنفشه، مجید فصیحی، آرادنوائی ومرتضی محمدی خانم ها : اعظم زینلی،  آیسن حاج حسینی ، سمیرا رمضانی، مریم  محمودی، شهلا  محمودی، مریم مؤمن کیائی، بهناز امیری، هستی خلج وهاجر کیانی

     روز جمعه ساعت 6:30 دقیقه به سوی شهرستان نظرآباد به راه افتادیم بعداز گذشت یک ساعت در آنجا با اعضای کوهنوردان نظرآباد وساوجبلاغ همراه شدیم. در ابتدای حرکت حلقه بزرگی زدیم و سرپرست هردو گروه صحبتهایی در باره کویر و اجرای برنامه داشتند، سپس در یک صف منظم مانند یک خانواده شروع به حرکت کردیم. کویر زیبای نجم آباد در جنوب غربی شهرستان نظرآباد و شمال شرقی بویین زهرا واقع است. حدود 30 کیلومتر طول و 30 کیلومتر عرض دارد و در فصل بهار به تالاب پر آبی تبدیل می شود و در تابستان منطقه ای نیمه کویری است. در این منطقه آثار نمک فراوان است و به دلیل جاری شدن آب در فصول مختلف ، زمین این منطقه شکل گل های نرم و سفت به خود می گیرد. در مسیر حرکت تپه های عظیم شنی با رنگهای زیبا نگاهها را خیره کرده بود و تا چشم کار می کرد نمک زار بود و تپه هایی که به کیک شکلاتی می مانند وقتی پا رویشان می گذاری فرو می روند و نمک ها زیر پا قرچ و قرچ می کنند .بعد از صرف صبحانه و گپ و گفت دوستانه به سمت غار نمکی حرکت کردیم در راه با عزیزان گروه صحبت های دوستانه ای داشتیم که این خود به زیبایی مسیر اضافه می کرد.غار نمکی به همه کسانی که ادعا می کنند گوله نمک هستند خوش آمد می گوید بعد از گذراندن لحظات شاد در غار و گرفتن عکسهای زیبا در بیرون از غار به استراحت پرداختیم البته عده ای مسیر غار را تاا انتها رفتند و از مسیر دیگری بازگشتند. بعد از خوردن میوه و تنقلات به مسیر ادامه دادیم. کوههای رنگی مثل یک تابلوی نقاشی اصیل در میان کویر دلبری می کنند و وسعتی دارد به پهنای آسمان و صفایی به اندازه نور آفتاب، آن قدر که در زمستان هم می شود در کویر احساس گرما کرد. در ساعت 2 برای صرف ناهار سفره ای پر از صفا و صمیمیت پهن کردیم و غذایی خوردیم . باز هم رفتن است و رفتن، آنهم در کویری که انگار هیچ انتهایی ندارد. سپس به تالاب رسیدیم قدم اول را که می گذاشتی می ترسیدی که مبادا خیس شوی اما قدم دوم که می گذاشتی با گل و لای اسیر می شدی عین مشکلات زندگی که ناغافل شما را خفت میکند. کفش هایمان زیر گل و لای جا می ماند بالاخره هر طور که بود از تالاب گذر کردیم البته بماند که خیلی به هم خندیدیم و عده ای بقیه را هم گول زدند و از تالاب عبور دادند . تماشای غروب آفتاب در تالاب زیبایی خاص خودش را داشت بگذارید از این زاویه به تالاب نگاه کنیم تا دردسر تمیزکاری لباسها و کفشهایمان از یادمان برود. در ساعت 16:30 دقیقه سوار بر خودروی گروه شدیم و به سمت کرج به راه افتادیم ودرساعت18 به کرج رسیدیم، سپس  از همه  خداحافظی کرده و شب خوبی را برای یکدیگر آرزو کردیم .

«شن های کویرصبورند وپایدار،از همه مهمتر خدای باران را باور دارند،خدای باران را باورداشته باش کویردریا می شود.»

موفق باشید

با تشکر هاجر کیانی