به نام خالق زیباییها

جشن فرخنده فروردین است                       روز بازار گل و نسرین است

    سال نو می شود. زمین نفس دوباره می کشد. برگ ها به رنگ در می آیندو گل ها لبخند می زنند و پرنده های خسته برمی گردند و در این رویش سبز دوباره ... من ... تو... ما ... کجا ایستاده ایم؟ سهم ما چیست ؟ زمین سلامت می کنیم و ابرها درودتان باد.   " سال نو بر همگی مبارک  "

   در روز پنج شنبه 21 فروردین ماه طی پیامکی از طرف سرپرست گروه از حال و هوای برنامه با خبر شدیم. این برنامه سومین برنامه در سال جدید می باشد. قصد عزیزان در این هفته دیدار یاران و دوستان و گذراندن لحظات شاد و به یاد ماندنی در کنار یکدیگر بود. عزیزان شرکت کننده دراین برنامه آقایان : مهران کیان، مهرعلی پیشرویان، پاشا امیری، علی عباسعلی نژاد،  مرتضی محمدی ، خلیل محمودی ، اصغر خواجه حسینی، آزادصدغی، عباس الهوئی و خانمها: بهناز امیری ، هستی خلج، هاجر کیانی

   طبق قرار ساعت 6 در مسجد جامع کرج دور هم جمع شدیم تا همگی دوستان خودشان را رساندند. سپس با مینی بوس گروه حرکت به سمت روستای آدران را در پیش گرفتیم. پس از گذر از پیچ و خم های زیبای جاده چالوس با شور و اشتیاق فراوان در ساعت 7:30 وارد روستای آدران شدیم. بعد از کمی نرمش و حرکات کششی به سرقدمی آقای امیری در یک ستون منظم گردش تفریحی را آغاز کردیم. در شمال خاوری شهر کرج و در جاده چالوس در منطقه آدران راه فرعی آسفالته به طول یک کیلومتر وجود دارد که به ورزشگاه آدران منتهی می شود. این ناحیه یکی از بهترین چشم اندازهای طبیعی با مناظری زیبا همراه با جاری بودن آب رودخانه را به خود اختصاص داده و یکی از بهترین و خوش آب و هواترین مناطق ییلاقی اطراف کرج به شمار می رود. دره ازله دارای باغات بسیاری می باشد که از مهمترین آن : سیب قرمز، گیلاس، گردو، گلابی و توت می باشد. بعد از عبور از پیچ و خم های زیبا و لذت بردن از رویش گیاهان بهاری در کنار رودخانه چند دقیقه ای استراحت کردیم.دوستان با خواندن آواز لحظات شادی را برای ما رقم زدند. سپس حرکت را ادامه داده و در باغ زیبایی اطراق کردیم. بساط صبحانه را پهن کردیم بعد مشغول جمع آوری چوب خشک شدیم. آقای پیشرویان و عده ای از دوستان آتشی بر پا کردند. عده ای هم با سرپرستی آقای کیان کمی کوهنوردی کردیم بعد به منطقه ای رسیدیم که گویی فرش سبزی پهن کرده بودند و آسمان در آن جا بدون آلودگی و کاملا آبی نیلی بود. در طول مسیر مشغول کندن کنگر شدیم . جای شما خالی ، کلی کنگر خوردیم و بالاخره لنگر انداختیم و با پذیرایی گرم آقای پیشرویان روبرو شدیم. بعد از خوردن ناهار کمی گپ و گفت داشتیم سپس استراحت کوتاهی کردیم و در ساعت سه مسیر بازگشت را در پیش گرفتیم. جا دارد از شیطنت آقای کیان بگویم که کوله بچه ها را از جمله خود من را از سنگ پر کرده بودو در مسیر عبور از رودخانه باز هم دست از شیطنت برنداشتند و با همراهی آقای پیشرویان با پرتاب سنگ داخل رودخانه همه را خیس کردند. در آخر برنامه کنار مینی بوس حلقه ای زده و هرکدام از عزیزان جمله ای زیبا بیان کردند و حرکت به سمت میدان کرج را در پیش گرفتیم. در ساعت 16:30 از دوستانمان خداحافظی کرده و به خانه بازگشتیم.

  نوروز این رفاقت را نگاهبانی می کند که باور کنیم قلبهایمان جای حضور دوستانمان هستند.

موفق باشید                       هاجر کیانی