به نام یگانه هستی بخش بی همتا

صعود به قله کرچان در تاریخ 1393/02/25

   کرچان با ارتفاع تقریباَ 3950متردر شرق رشته کوه البرز غربی در مجاورت کوه های هزاربند ، هفت خوان وکلاش ویا قرارگرفته است مسیرهای مختلفی برای صعود به این قله وجود دارد ازجمله روستاهای کیاسر، همه جا،  سپهسالار، حسنکدر، کهنه ده رامی توان نام برد که از مسیراین روستاها از جاده چالوس قابل دسترس هستند .

  طبق برنام ریزی انجام شده برنامه صعود به قله کرچان که یک برنامه شب مانی درنظر گرفته شده بود وباپیامک مدیر برنامه قرار بود اعضای شرکت کننده در این برنامه در روز پنج شنبه مورخ 1393/02/25رأس ساعت 14جلوی مسجد جامع کرج حضور داشته باشند .

  اعضای شرکت کننده در برنامه  آقایان: مهران کیان،  مهرعلی پیشرویان ، پاشا امیری ،  حسین بیگی ، مرتضی محمدی   و خانمها: زینب جاوید ،  ناهید بکائیان ،  هاجر کیانی وهستی خلج .

  در ساعت 14خودرو جلوی مسجدجامع منتظر همنوردان بود که به ما می پیوستند ، ساعت 14:30 دقیقه باکمی تاخیربدلیل مجهز کردن وسائل بعضی از همنوردان حرکت خود را به سمت جاده چالوس آغاز کردیم در مسیر نم نم باران ما را به صعود پرماجرا فرامی خواند. به روستای کیاسر که 45 کیلومتری جاده چالوس بود رسیدیم ، آماده پیاده شدن از خودرو شدیم ، هوا ابری بود در صفی منظم به سرقدمی آقای پیشرویان ومیاندار آقای امیری وعقب داری آقای بیگی به راه ادامه دادیم از میان روستا که عبور می کردیم با مردمانی دوست داشتنی وپاک ومهربان  روبرو می شدیم که باما احوالپرسی می کردند، روستای سرسبز وزیبا با چمنزارهای بکر وچشمه هایی که در مسیر وجود داشت همنوردان را محوتماشای خود کرده بود. باران شدت یافت که توقفی کوتاه برای استفاده از پانچو داشتیم. باد ، باران ، کوله های سنگین از یک طرف و کفشهائی که در گل فرو می رفتند هم از طرفی دیگرحرکت مان را کند ومارا خسته می کرد ،  شیب بیشترو بیشتر می شد وصخره هائی که با آن روبرو می شدیم . ساعت     18:30 دقیقه بود که برای استراحت توقفی نمودیم، باران دیگر نمی بارید پانچوها را درآوردیم وبا پذیرائی دوستان جانی دوباره گرفتیم . بعد از 10دقیقه استراحت مسیر را ادامه دادیم هوا کم کم تاریک می شد همچنان راهمان را ادامه می دادیم که بعد از عبوربه صخرهای کاملاًََدشواربرخورد نمودیم ، پس از چند دقیقه به جائی رسیدیم که نسبت به جاهای دیگر کمی  هموارتر بود که به گفته سرپرست در ایام گذشته توسط روستائیان محل دپوی علف های جمع آوری شده از ارتفاعات بود که از آنجا به روستا انتقال می دادند که بنام سلطان پشته نام نهاده شده بود، بعداز استراحتی کوتاه دوباره صخره های پرشیب را به سمت قله 3100متری حوضه چال ادامه دادیم، تاریکی ودست وپنجه نرم کردن  باصخره ها کار آسانی نبود، به قله حوضه چال رسیدیم ، باد شدیدی به وزیدن گرفت ، تمام اعضا سردشان شده بود مخصوصآ کسانی که لباسهایشان خیس شده بود، با وزش باد شدید به تشخیص  سرپرست برنامه  در منطقه ای به نام گوسفند سرای حوضه چال در ارتفاع 3400 متری  کمپ زدیم .اعضا به سرعت شروع به چادر زدن نمودند با دستان سرد وکرخت شده به کار خود ادامه می دادند در همان حین به کسانی که حالشان خوب نبود رسیدگی می کردند، بلافاصله چادرها که آماده شد بعد از تعویض کردن لباسهای نم دار به استراحت پرداختیم، جا دارد از زحمات آقایان گروه بابت سرعت عملشان در نصب چادر ها تشکری داشته باشیم  ، شامی مختصر خوردیم همه آماده استراحت شدند ، زوزه باد شدید وبی خوابی من و هم چادریم و صدای صبحت هائی که داشتیم باعث شدهمنوردان دیگرمان خواب خوبی نداشته باشند. قدم گذاشتن در نقاطی که پای کمتر کسی به آنجا می رسد، مملو از خاطره است، نگاه کردن از فراز دیوارهای بلند به دنیا وغوطه ورشدن در تاریکی شب کوهستان را نمی توان توصیف کرد این گونه فعالیت اگر با برنامه وآموزش درست همراه باشند کاملا بی خطر است با مطالعه برروی حوادث می توانیم بگوئیم که اغلب حوادث در کوهستان ناشی از خطای انسانی وعدم آموزش وبرنامه ریزی صحیح است  . آقای کیان قبل از استراحت گفته بودند که کوله های حمله را آماده نمائیم تا صبح زود به سمت قله حرکت کنیم.

   شب زیبائی بود وتجربه ای که تاحالا نداشتم .صبح شد با صدای همنوردی دیگر که مارا میهمان صبحانه در چادر خود نمود بیدار شدیم کسی نبود جزء آقای امیری. مشغول صرف صبحانه شدیم، اما  خبری از صعود نبود! علت را پرسیدیم سرپرست برنامه آقای کیان  پاسخ دادن : فقط تمرین بود برای شب مانی در کوهستان وبا این حال آقای امیری وآقای بیگی بااجازه مدیرفنی وسرپرست به سمت قله حرکت کردند وما مشغول چیدن سبزی های کوهی مثل تره ، پیازچه ، والک وقارچ شدیم در ساعت 11  تیم صعود کننده بازگشتند وبعد از انداختن چند  عکس وجمع آوری چادرها و کوله هایمان  همگی آماده حرکت شدیم ، حرکت را از ضلع جنوبی قله کرچان، منطقه هودک وصخره های تونه به سمت روستا ادامه دادیم در مسیر برگشت به مسیر صعب العبوری رسیدیم که احتیاج به طناب حمایت بود ، مسیری که نگاه به آن وحشت بر تنمان می انداخت  ، با اینکه  آقای کیان چندین بار راه را چک می کرد باز نگرانی جان اعضا در چشمان و رفتار شان  مشخص بود یک به یک اعضا گروه را به آرامش دعوت می کرد کوچکترین سهل انگاری موجب مرگ همنوردان بود اماباکمک ، جرأت وقدرت همنوردانمان آقایان پیشرویان، امیری وکیان توانستیم این  مسیر خطرناک را با  موفقیت عبور کنیم. واقعا دل می خواهد رفتن در چنین مسیر های باریک با ارتفاع زیاد،احتمال سرخوردن وسقوط به پائین دلها را می لرزاند . مسیر را ادامه دادیم بازهم صخره ها ومسیر هایی که احتیاج به طناب حمایت وکمک همنوردان دیگر داشت مواجه شدیم، بازهم یاری بی دریغ ودستان ایثار گر که به سمتت دراز می شد تا بتوانی این مسیر پرخطر اما زیبا را عبور کنیم . مسیر هایی که به ندرت کسی از آن عبور کرده بود. کوچکترین اشتباه یعنی سقوط، به چهره سرپرست برنامه که نگاه می کردیم بیشتر خطرناک بودن مسیر را حس می نمودیم، تجربه آقای کیان وپیشرویان وهماهنگ بودنشان در هدایت تیم ما را درحل این پازل بی پایان ، که حتی کسی جزء سرپرست اطلاعی از ادامه مسیر را نداشت کمک می نمود واسترس ها را از بین می برد و وجود این عزیزان برای ما دلگرمی بود، بایستی اعتراف کنم که صعود وفرود کاملاَ فنی وسختی بود. ساعت 16:15دقیقه بود به کنار رود خانه رسیدیم در زیر درخت گردوئی بالای آبشار برای صرف ناهار آماده شدیم . ناهار را با دوستان در کنار هم با شیطنت های دیگر نفرات میل نمودیم . باز کوله های سنگین را بر دوش نهادیم و آماده حرکت شدیم نگاهی به مسیری که عبور کرده بودیم انداختیم باورش سخت بودطی کردن آن که  پر از خطر وهیجان بود. برترین کوهنوردان بدون شک همانائی هستند که به درجات  بالائی از استواری ، گذشت ، توان ایثار دست یافته اند وموفقیت خودرا جدائی از موفقیت وسلامت دیگران نمی دانند. به راه خود ادامه دادیم در راه آبشارخیلی  زیبائی بنام چینه کنار مان بود که همنوردان را محو تماشای خود کرده بود و عکسهای یادبودی انداختیم . ساعت 18بود که به روستای کیاسر رسیدیم طبق روال همیشه  حلقه زدیم هر یک جمله وآرزوئی زیبا گفتند مسیر را ادامه دادیم از روستا می گذشتیم، بوی نان تازه که زنان روستا مشغول  پخت آن بودن در فضا پیچیده بود که میهمان نان گرمشان شدیم، سوار خودرو شدیم ، همه تمرین شب مانی وصعود در زیر باران واستفاده از وسائل مخصوص وفرود از صخره های مهیج را  تجربه کردیم و ساعت 19:30 دقیقه بود که در میدان کرج از همه همنوردانمان خداحافظی نمودیم .   

باتشکر اول از پروردگار مهربان سپس سرپرست برنامه که بسیار با حوصله وحضور ذهن برنامه رابه موفقیت رساند وباتشکر ازمدیر فنی تیم و همراهی مناسب دیگرهمراهان.

«اتفاق در کوهنوردی بیشمار است اما من اشتباهات خود را خواهم شمرد .»

تهیه گزارش :هستی خلج