به نام یزدان پاک

گزارش صعود مشترک گروه کوهنوردی البرز سبز با باشگاه ملکان آذربایجان شرقی در تاریخ15, 1393/03/14 به قله شاه البرز

 طی پیامکی که از طرف اینجانب به اعضاء تیم ابلاغ شد نفراتی همچون آقایان : مهرعلی پیشرویان ، علی عباسعلی نژاد ، نادر بنفشه ، حسین بیگی ، سید جواد سید حسینی ، مرتضی محمدی ، پاشا امیری و مهران کیان وخانمها : ناهید بکائیان ، زینب جاوید ، بهناز امیری ، هستی خلج ، هاجر کیانی ما رادر این صعود زیبا همراهی می نمودند ، ساعت 6:20 دقیقه کرج را به مقصد شهر طالقان ترک نمودیم ، اتوبان کرج  قزوین بدون ترافیک مسیر ما را آسانتر نموده بود . از قرار معلوم همنوردان با اصالت آذربایجانی در روستای حسنجون منتظر ما بودند تا صعودی مشترک را به میزبانی البرز سبز داشته باشیم ، ساعت 7:50 دقیقه در گردنه طالقان با مه غلیظی بر روی دریاچه مواجه شدیم در حین عبور از گردنه خودروئی بر اثر بی احتیاطی داخل گودالی سقوط کرده بود . با منظره زیبا و چشم اندازهای طالقان برخورد می نمودیم ، در کنار این زیبائیها ساخت وسازهای غیر قانونی بر بلندای کوهها زیاد خوش آیند نبود. ساعت 8:20 دقیقه در شهرک طالقان بعد از سوخت گیری خودرو به دوراهی روستای حسنجون رسیدیم ، ساعت 8:40 دقیقه پس از عبور از کوچه های باریک  کنار رودخانه ای روستای حسنجون به آرامگاه رسیدیم ، مسیر پایانی بود . از خوردو پیاده شدیم آقای ستاری سرپرست باشگاه ملکان بعد از دیدار با آقای پیشرویان منتظرحرکت تیم البرز سبز بعنوان راهنما و میزبان  شدند ، وبعدازنرمش مقدماتی به صورت ستونی ومنظم از قسمت شمال شرقی روستا به سمت قله براه افتادیم ، بایستی عرض کنم طریقه کوهنوردی واتحاد و نظم دوستان باشگاه ملکان قابل ستایش بود ، ادب آنها در حین برخورد با تمامی اعضاء ستودنی بود ، هر جائی که نیاز می شد ، با تمامی تجاربشان حقوق میزبانی را رعایت و جالب تر از همه ، تمامی افتخارات صعود شان را تقدیم اعضاء البرز سبز می نمودند . ساعت 10 صبح در دره باغ میان نو مشغول صرف صبحانه کنار باغ آقای قاضی میر سعید شدیم ، باغبانی با دستهای پینه بسته از بالای فنسهای باغش دستش را دراز تا خوش وبش نماید .از اینکه متوجه شد با گویشش کاملاً آشنا هستیم اصل ونسب ما را جویا شد و خاطرات گذشته اش را در مورد زادگاهمان تعریف می کرد. بعد از نیم ساعت استراحت وصرف صبحانه براه افتادیم . در طول مسیر تابلوهائی بود که مسیر قله را نشان می داد ، درحین عبور از کوچه باغهای روستا ، با برکت بی نظیر خداوند همچون میوهای انبوه درختان مواجه می شدیم ، پرندگان زیبا ، گلهای رنگارنگ کاملاً ما را محو تماشای خود ساخته بود ، جالب تر از همه پاکیزه گی مسیر ونبود زباله  دریچه امیدی را برویمان باز کرده بود چرا که بر عکس اکثر قله ها و تردد زیاد نفرات ، انبوه زباله در این مسیر زباله نداشتیم و خواهشم به تمامی همنوردان برای صعودهای بعدی اینست که بر حفظ این وضعیت کوشا باشیم . خلاصه بعد از ساعت ها تردد در دشت زیبای ریواس با گلهای رنگارنگش و طبیعتی کاملاً بکر به منطقه گوسفند سرای چاله یورد رسیدیم، ساعت 16:45 دقیقه بود که مسیر زیادی را طی نموده بودیم ودر قسمتی تقریباَمسطح مشغول برپائی کمپ شدیم ،دوستان باشگاه ملکان نیز سرگرم برپائی چادرها شدند،در بلندای قله مه غلیظی کل منطقه را درحال فرا گرفتن بود،سپس وزش باد شدید شروع شد، در حین وزش باد،بارش باران  وتگرگ آغاز شد، با توجه به اعلام سازمان هواشناسی ، خطر آسیب دیدن در ارتفاعات ،موضوعی جدی بود، چون هم صاعقه داشتیم وهم باد شدیدکه تا صبح ادامه داشت، تعداد هفت چادر نصب ونفرات مستقر شدند،  تایم زیادی در اختیار داشتیم، ساعت 6:45 دقیقه صبح بدون تعجیل به صورت منظم ، آهسته وپیوسته راهی قله شدیم،شیب کاملاًَ زیاد بالای چاله یورد انرژی زیادی می طلبید، ساعت 9صبح در منطقه یال میان نو کنار نقاب بزرگ برف مشغول ریزه خواری شدیم، این کار بمدت 7 دقیقه صورت گرفت، در کنار ما گروههای استان قزوین وشهرستان اهر نیز درحال صعود بودند، خلاصه درارتفاع 4000 متری یکی از همنوردان با وجود علائم ابتدائی ارتفاع زدگی از ادامه صعود با هماهنگی سرپرست برنامه خودداری نمودندو بقیه تیم با آرایش ستونی منظم راهی قله شدند، ساعت 11:45 دقیقه بر بلندای قله زیبای شاه البرز رسیدیم، بر فرازش سرود جاودانه ایران را سرودیم وشورواشتیاق اعضاء به حدی بود که عده ای از همنوردان اشک شادی ریختند وصعود را به یکدیگر تبریک گفتند، عکسهای یادگاری ثبت شد و بعداز بیست دقیقه قله را به سمت کمپ ترک نمودیم، در حین راه باچهره ی محبوب وفعال محیط زیست شهر طالقان ، سرکار خانم مهوش اجلالی برخورد نمودیم که گلایه از اطلاع ندادن این صعودرابه ایشان داشتندو همچنین خواستار رعایت تمامی نفرات در حین برداشت صحیح گیاهان داروئی وسبزیهای کوهی شدند، که مبادا با ریشه برداشت شوند ، بعداز خداحافظی از ایشان به سمت یال میان نو بازگشتیم ودر حین بازگشت ساعتی را طی هماهنگی قبلی در اختیار نفرات جهت برداشت سبزیهای کوهی قرار دادیم، ساعت 16 تمامی نفرات در کنار چادرها بودند ومشغول صرف ناهار واستراحت شدند وسپس وسایلها راجمع وساعت 17آماده حرکت به سوی روستای حسنجون شدیم، در فرود بدلیل طولانی بودن مسیر به تاریکی شب برخورد نمودیم وبا استفاده از نور هدلمپها ، از داخل باغها سمت روستا در حال حرکت بودیم، سنگینی کوله ها ومسیر طولانی انرژی تمامی نفرات را کاسته بودو همگی خسته در حال بازگشت بودند ، مکانی برای استراحت انتخاب شد که با زوزه های دسته جمعی گرگها مواجه شدیم . جالب بود در ارتفاعات بالا خبری از گرگها نبود ولی در نزدیکی روستا با تعداد بالا سئوال برانگیز بود ، بعد از استراحت  به حرکت ادامه می دادیم ،درحین عبور صدای جغدی در لابلای انبوه درختان مارا به تقلید صدایش واداشت ظاهراً از ما (یعنی ازمن خوشش آمده بود ) نمی توانستم ذهنش را بخوانم که به چه می اندیشد و با روشنائی نور هد لمپها ، کاملاً مشخص بود که مارا تعقیب می کند ، تا اینکه به نزدیک  روستا  رسیدیم ودیگر خبری از این پرنده زیبا نشد .ودر ساعت 22 به روستا رسیدیم سوار بر خودرو و راهی کرج شدیم .ودر نهایت ساعت 24 در میدان آزادگان کرج از دوستان خوبمان خداحافظی نمودیم ، لازم به ذکر است که همنوردان آذربایجان شرقی به دلیل مسیر طولانیشان در ساعت 12 ظهر پس از صعود به قله از ما خداحافظی نمودند واین صعود را بدون همراهی البرز سبز میسر نمیدانستند وتشکر فراوانی از تیم نمودند وخواستار صعود مشترک با البرز سبز در منطقه آذربایجان شرقی شدند.

«سعی کنیم دوست بداریم تا دوستمان بدارند »

پاینده باد ایران

مهران کیان