به نام یزدان پاک

گزارش صعود به قله خشچال وبازدید از قلعه لمبسر ودریاچه اوان در تاریخ 28و27 تیرماه 1393

اگر کوه ها به لرزه درآمدند، تو پابرجا و استوار باش . ( امام علی علیه السلام)

   کوه خشچال (یا خشچه چال ) در رأس اصلی رشته اصلی کوه در شمال رودبار الموت با ارتفاع 4150 از سطح دریا واقع شده و به خشچال هم معروف است خط رأس این کوه در جهت شمال غربی جنوب شرقی است و قسمتی از مرز طبیعی شهرستان قزوین و تنکابن (شهسوار ) به شمار می رود از جهت جنوب غربی به وسیله گردنه سیالان به قله سیالان و از جهت غربی به دوقسمت شمالی و غربی تقسیم می شود ،یال شمالی آن به وسیله قله سمام کوه  ویال غربی آن به وسیله گردنه گرم کوه ،به قله پارچ کوه متصل است رودخانه های ازگین وسفید آب و اوان که از شاخه های شاهرود (سفید رود ) می باشند ، از ارتفاعات جنوبی ، رودخانه چارک رود که پس از گذشتن از دهستان کیجان ودربندشیر رود به دریای مازندران می ریزد ، از ارتفاعات شمالی این کوه سرچشمه می گیرند در دامنه جنوبی این کوه ، در یاچه ای قرار دارد به نام اوان مشهور است ،این قله را می توان از مسیر راه قزوین – الموت – زواردشت نظاره کرد. زواردشت در قسمت شمالی دریاچه اوان قرار دارد.  برای رسیدن به قله مرتفع خشچال، از کنار دریاچه، دو مسیر صعود وجود دارد: مسیر اول از طریق راهی است که از بالای دریاچه به طور مستقیم تا قله پیش می رود و مسیر دوم از درون دره زواردشت تا زیر قله ادامه می یابد. این مسیر به محلی به نام چشمه گلپری می رسد که علاوه بر چشمه، دارای پوشش انبوهی از بوته زارهای گلپر نیز هست..  

شرح منطقه: دریاچه اوان به نظر می رسد میلیون ها سال پیش در اثر یک زمین لرزه لغزش بزرگ به وجود آمده و بیشتر از چشمه های درون جوش تغذیه می شود.

این دریاچه که با چشم اندازهای مسحور کننده اش و همنشین با قله های افسانه ای الموت همچون نگین زمردین بر سینه کوهساران البرز مرکزی می درخشد و گردشگران داخلی و خارجی بسیاری را در چهار فصل سال به خود جذب می کند، یکی از قطب های توسعه توریسم کشور به شمار می آید.

حیات وحش این حوزه آبخیز شامل پلنگ، خرس قهوه ای، روباه، شغال و  پرندگان بومی و مهاجر، عقاب ها، شاهین، جغد، بلدرچین، حواصیل خاکستری، دارکوب کلو و بز کوهی  که به علت شکار بی رویه و تخریب زیستگاه آنان کاهش چشمگیری یافته اند. و همچنین ماهی های قزل آلای رنگین کمان، کپور، کولی، سیاه ماهی، اردک ماهی و...  می باشد. در نزدیکی این دریاچه ، دریاچه دیگری به نام الویوم وجود دارد که بیشتر مردم از آن بی خبرند.دریاچه اوان ( او = آب + ان = پسوند مکان ) به معنی جایگاه آب، یکی از ده دریاچه آب شیرین ایران به شمار می آید که در کنوانسیون بین المللی 1973 رامسر به ثبت رسیده. دریاچه اوان در 75 کیلومتری شمال شرقی قزوین میان حلقه های چهار روستای : اوان ، وربن ، زواردشت ، و زرآباد قرار دارد.ارتفاع متوسط حوضه آبخیز اوان 2081 متر است و با شیبی میانگین 30% یک حوضه پرشیب به شمار می آید.

پوشش گیاهی: در کنار حوضچه آبخیز اوان بید،چنارتبریزی ، سیب ، آلبالو ، گیلاس ،سنجد ، فندوق ، گردو وگیاهان علفی : گون ،کنگر ، شیرین بیان ، چاهی کوهی

 توضیح برنامه : طبق معمول توسط پیامکی که از طرف مدیرگروه آقای  مهران کیان به افراد گروه اعلام  شده بود قرار این بود که روز جمعه رأس ساعت 5 صبح از جلوی مسجد میدان آزادگان به سمت الموت  واقع در استان قزوین حرکت کنیم . افرادی که ما را در این صعود همراهی کردند : آقایان: مهران کیان، مهر علی پیشرویان ، پاشا امیری، علی عباسعلی نژاد ، نادر بنفشه ،حسین بیگی   و خانمها :  هاجر کیانی، ناهید بکائیان  ، زینب جاوید  و هستی خلج 

سرپرست برنامه آقای مهر علی پیشرویان ،مدیر فنی :آقای مهران کیان ،سرقدم : آقای نادر بنفشه ،میاندار : آقای حسین بیگی ، وعقبدار : آقای علی عباسعلی نژاد 

زمان حرکت به مقصد دریاچه اوان و قله خشچال جمعه ساعت 5 صبح از میدان آزادگان مسجد  بود و رأس ساعت  حرکت خود را به سمت قزوین آغاز  کردیم  ،در ساعت 7 صبح  وارد قزوین شدیم ، که آقای پیشرویان منتظر ما در قزوین بودند پس از اینکه ما به ایشان رسیدیم وبا استقبال گرمشان  حرکت خود را به سمت دریاچه اوان ادامه دادیم ، ساعت 9 به روستای اوان ودر کنار دریاچه اوان رسیدیم  که تصمیم گرفتیم استراحتی داشته باشیم، صدای قورباغه های دریاچه، خود تنوعی است در برنامه کوهنوردی. بسیاری از طبیعت گردان با اتومبیل و چادرهای خود به کنار دریاچه آمده و چادر خود را برای شب مانی برپا کرده بودند، مانیزدر کنار خودروها زیر درختی به استراحت پرداختیم وبعداز  1ساعت که منتظر ماشین بودیم ، باهماهنگی آقای پیشرویان از روز قبل که  مارا به پناهگاه برساند ساعت 10:30دقیقه بعد از سوار شدن حرکت خود را به سمت  پناهگاه از جاده خاکی آغاز  کردیم . بعد از تقریباً 1ساعت که با خودرو از دریاچه حرکت کردیم به  پناهگاه رسیدیم . ساعت 11:30 دقیقه کوله هایمان را برداشتیم با همان نظم زیبای همیشگی و اتحاد گروهی که ایجاد نموده بودند  به سمت پا کوپ اقدام به حرکت نمودیم  ،ابتدای مسیر به شیب های تند برخورد کردیم که نفس گیر بودند اما همچنان همنوردان با دلگرمی به مسیر ادامه میدادند ،  هوا گرم بود و نورخورشید زیبائی که بر سرمان می تابید احساس گرمی و تشنگی بیشتر می کردیم ، در مسیرهرچه به سمت قله حرکت میکردیم  عطر گیاهان بیشتر فضا را عطراگین کرده بودند ، و در امتداد جاده غرق در تماشای مناظر بی نظیر طبیعت و آواز مرغان کوهستان بودیم راه را ادامه دادیم که به علت نامساعد بودن حال یکی از همنوردمان کمی به استراحت پرداختیم و ، اما ایشان از صعود به همراه  یکی دیگر از همنوردان دیگر باز ماندند، به را افتادیم با  شیبهای تند اما هیجان انگیز مسیر را ادامه دادیم ، به قسمتی رسیدیم که فردی بود که تفریحش شکار بود ،نه لذت از طبیعت ، اما همنوردان عزیزمان  به خاطر اینکه به حیوانات بی گناه کمک کنند با صدا ی بلند حیوانات را از آن منطقه دور میکردند که شاید راه نجات آنان در آن لحظه باشند و تذکر به افرادی که در آنجا در کمین شکار بودند ،  به صخره هائی برخورد کردیم  ، دل سپردن به ستیغ کوها را عشق باید گفت کوله بار سخت سنگین را به دوش کشیدن یا نهادن ره بریدن در اریب صخره های مرگ بارش و فرو رفتن به عمق دره ها را عشق باید گفت ،مرگ آنجاست که عشق نیست کوهنوردی عشق به طبیعت وعشق به طبیعت ورزش ما نیست باور ماست  .صخره هارا با کمک همنوردان عزیزمان که دستی را برایمان دراز میکردندطی کردیم ،گاهی خدا می خواهد با دست تو دست دیگر بندگانش را بگیرد وقتی دستی را به یاری می گیری ، بدان که دست دیگرت در دست خداست.  ساعت 14:10دقیقه  قله با تمام ابهت و زیبائی همچون عاشقی زرد روی نمایان شد ، دیدن قله حالت شعفی در تک تک اعضای گروه بوجود آورد تا با عزمی راسختر به سویش گام برداریم .با توجه به سختی مسیر و تناوب استرحت همنوردان  رأس ساعت 14:30 دقیقه به قله رسیدیم یاد صعودهای گذشته و همنوردان عزیزی که هریک معلمی برای من بودند در ذهن زنده شده بود با سرودن "ای ایران "بر فراز قله  ایستادیم و به مناسبت سوگواری شهادت مولای متقیان علی  ابن ابیطالب  پرچم  یا علی به احتزاز در آمد حدود 30دقیقه بر فراز قله استراحت نموده وعکس یادگاری گرفتیم سپس به سمت پائین و به قصد رسیدن به کنار دریاچه حرکت نمودیم با توجه به زیبائیهای مسیر و خستگی همنوردانم حرکت برگشت به کندی صورت گرفت ، ساعت 17 به پناهگاه رسیدیم پس از یک ساعت استراحت دیگر منتظر ماشین نماندیم وپیاده در  ساعت 16 به حرکت خود ادامه دادیم ، تاریکی شب و نور مهتاب ابهت وهم آلودی به تپه ها و کوههای اطراف بخشیده بود و از طرفی نورچراغهای روستاهای بیشمار الموت که در دامنه کوهها آرمیده بودند و رأس ساعت 21:15 دقیقه به کنار خودروها در کنار دریاچه رسیدم بعداز  کمی استراحت کوتاه به پرپائی چادرها پرداختیم ، وبا خوردن شام مختصری به استراحت پرداختیم.

روز دوم : ساعت 7 صبح بیدار شدیم با صدای همنوردان عزیزمان تجهیزات کوهنوردی چادرهارا جمع آوری نموده ،در ضمن درخت چنار خونبار که جزء جاذبه های آنجاست واز اعتقادات مذهبی مردم آن منطقه محسوب میشودکه برای دانستن عزیزان ضروری بود.بعداز روستای دیکین به رجائی دشت رسیدیم  واز آنجاحرکت خودرا به سمت شهر رازمیان(خوشه طلائی )–توابع رودبار شهرستان -استان قزوین برای دیدن از جاذبه های  قلعه لمبسر انبار تدارکات حسن صباح آغاز نمودیم وبعداز نیم ساعت به آنجا  رفتیم ،وبعد از دیدن این آثار زیبا به سمت قزوین از گردنه بهرام آباد حرکت کردیم ساعت 13 به گردنه بهرام آباد- باراجین رسیدیم وبرای استراحت توقفی نمودیم در زیر سایه درختان که سایه زیبائی برای ما فراهم کرده بودند و نشست گروهی برپا کردیم که ابتدا افراد آرزوهای زیبائی برای هم نمودند و پس از آن در مورد پیرامون مسائل گروهی به مدت 1 ساعت به طول انجامید ودر نهایت ساعت 14حرکت خود را از قزوین به سمت کرج آغاز نمودیم وساعت 15:45دقیقه از دوستان همنوردمان خداحافظی کردیم .

    باسپاس از پروردگار مهربان وتشکر وقدردانی از تمامی کسانی که مارا در این صعود یاری کردند، به امید صعود های زیباتر.

«سفرانسان را درعرصه جغرافیا ازهم دور می کند وعشق ومحبت درعرصه تاریخ نزدیکشان»

باتشکر

تهیه گزارش :هستی خلج