بنام خالق طبیعت و زیبایی

بالای هر کوهی خدا ایستاده، احترام به طبیعت و کوه احترام به خالق هستی است.

   به مناسبت تعطیلات عید فطر سرپرست گروه آقای کیان صعود به قله سبلان را در برنامه کاری اعمال کردند. افراد گروه طبق معمول با پیامک در جریان روند برنامه قرار گرفتند.( صعود به قله سبلان در تاریخ 8-7-6مردادماه93) .

    سبلان از کوه های مرتفع ایران است که در شمال غرب این کشور و در استان اردبیل قرار دارد. سبلان سومین قله بلند ایران و یک کوه آتشفشان غیر فعال است. ارتفاع قله این کوه 4811 متر است و در بالای قله دریاچه کوچکی قرار دارد. سبلان به خاطر آبگرم های طبیعی دامنه کوه، طبیعت تابستانی زیبا و پیست اسکی آلوراس مورد توجه گردشگران است. برخی کوه سبلان را محل بعثت پیامبر ایران، زرتشت، می دانند. و از این نظر مکانی مقدس ومورد احترام است که حتی در میان بومیان و عشایر منطقه به نام آن قسم یاد می شود. کوه سبلان در 35 کیلومتری غرب شهر اردبیل و 25 کیلومتری جنوب شرقی شهرستان مشکین شهر واقع است. کوهستان سبلان به طور کلی سه قله معروف دارد. قله بزرگ آن به سلطان مشهور است و دو قله دیگر آن به هرم وکسری مشهورند. تمام قله های سبلان در همه ی ایام سال پوشیده از یخ و برف های دائمی هستند. کوهستان سبلان از کانون های مهم آبگیر دائمی رودهای آذربایجان می باشد. سبلان بخش عمده ای از آب های حوضه رود ارس و دریاچه ارومیه را تأمین می کند. در دامنه های سبلان چشمه های فراوان آب گرم و آب سرد معدنی وجود دارداز جمله موئیل سویی، شابیل و قوتورسویی که در فصول مختلف مورد استفاده اهالی وگردشگران قرار می گیرد. در جبهه غربی قله سبلان و در کنار جان پناه، سنگی به شکل عقاب به نام قارتال ( در ترکی آذربایجانی به معنی عقاب) قرار دارد که در طول زمان به نماد سبلان تبدیل شده است. این قطعه سنگ به شکل عقابی است که نشسته و سر را به سوی شرق چرخانده است.

   همنوردان شرکت کننده در این برنامه : آقایان مهران کیان ، مهرعلی پیشرویان، پاشا امیری، علی عباسعلی نژاد. خانمها: هستی خلج، ناهید بکائیان، هاجرکیانی.

   محل حرکت تعاونی شماره 14 ، روز دوشنبه ساعت 21 البته ناگفته نماند اتوبوس با یک ساعت تأخیر حرکت خود را به سمت اردبیل آغاز کرد. اتوبوس را ه می افتد. سفرآغاز می شود و شور دیدار سبلان در دلها جوانه می زند. سبلان این زیبایی ابدی، این گنبد افراشته فرا می خواند ما را، و من آشکارا صدایش را می شنوم.حدود ساعت یک صبح در اتوبان زنجان بودیم . ترافیک تقریبا نیمه سنگین بود.شب را در اتوبوس گذراندیم. در ساعت 6:30 دقیقه صبح وارد ترمینال اردبیل شدیم.  اردبیل خود میعادگاه است. اما برای اهل کوه اینجا نقطه شروع است...آغازی برای یک صعود بی پایان و جاودانه... مقصد بعدی شابیل، سبلان...بعد از خوردن صبحانه که مهمان آقای پیشرویان بودیم، آقای کرم کاظمی راننده ون ما را تا شابیل رساندند. در مسیر حرکت به سوی شابیل صخره ها نگاه ها را به خود معطوف می کند. بی نظیر است این صخره ها که هریک به شکلی اسطوره ای صدای عبور هزاران مسافر را از اعماق تاریخ شنیده است...من در این سفر مبهوت زیبایی این صخره ها بودم. اشکالی که شاهکار طبیعت و دورانهای زمین شناسی می باشد. ساعت 9:30 دقیقه شابیل بودیم. منطقه کوهستانی و زیبا که هزاران مسافر و کوهنورد را می توان در آنجادید.از آبگرم جاده ای کوهستانی وخاکی آنرا تاارتفاع 3500 متری به مکان موسوم به پناهگاه شرقی می رساند.  بعد از گرفتن لندرور و بار زدن وسایلمان آقای پیام ستاری ما را تا پناهگاه رساندند. عشوه گری سبلان ، خواستنی است آنقدر که سختی سفر با لندرور و عبور از جاده ی خاکی را می توان به جان خرید. یک ساعت سختی مقدمه ای است برای پذیرفته شدن توسط سبلان.پناهگاه مکان مناسبی جهت اقامت و شب مانی محسوب می شود. بعد از برپایی چادرها و آماده سازی وسایلمان ساعت 11 صبح حرکت به سمت قله را آغاز کردیم .چادرهای رنگارنگ، گروه های کوهنوردی داخلی و خارجی ، شادی های کودکانه وخنده هایی از سرشوق، تصاویری است که در پناهگاه به زیبایی می توان دید. ابتدا کمی نرمش کردیم و در یک ستون منظم عزم خود را جزم کرده و به راه افتادیم.صعود به قله از طریق یال شرقی با عبور از شیب های تند سنگلاخی می باشد. در حدود 4700 متری از شیب کلی آن کاسته شده و به محلی موسوم به سنگ محراب در ساعت 4:15 رسیدیم.سبلان را تا عرش فاصله ای نیست. بی جهت نبوده که قصه صعود پیامبر به سبلان نسل به نسل در میان بومی ها چرخیده است... سنگ محراب که ده دقیقه تا قله فاصله دارد فرصتی است برای جلای دل پیش از صعود به قله و سفر روحانی به عرش. این جا کعبه عشق است. عاشقان منتظر راهند. بیائید در براین کعبه عشق، منزل بگذار و ناز و نیازکن. اینجا سنگ محراب است. اینجا خلوتگه نوح نبی اله است. آری اینجا سنگ محراب است. اینجا سبلان است ، سبلان. حدود 45 دقیقه در این مکان مقدس اطراق کردیم . همه با هم پیمان بستیم و برای یکدیگر آرزو کردیم. حال و هوای بچه ها دیدنی بود ، همه اشک شوق می ریختند و باخدای خود راز و نیاز می کردند.  از سنگ محراب با شیبی ملایم به سمت قله حرکت کردیم . در ساعت 5 به دریاچه جذاب و با شکوه سبلان رسیدیم. همه به هم تبریک می گفتند . بعد از گرفتن عکس یادگاری با پرچم ملی ایران و گشت و گذار در اطراف دریاچه ساعت 6 حرکت به سمت پناهگاه را آغاز کردیم. ساعت 9 شب در پناهگاه بودیم. بعد از خوردن شام به استراحت پرداختیم وساعت 7:30  صبح روز چهارشنبه بعد از جمع آوری چادرها به سمت شابیل بارانندگی آقای علی مروی به راه افتادیم. دریاچه آبگرم شابیل فرصتی بود برای از تن به در کردن خستگی. این چشمه در 27 کیلومتری لاهرود و در چند کیلومتری آبگرم قوتورسوئی در پای تپه ای واقع شده است. دمای آب در مظهر چشمه 48 درجه سانتی گراد است. ظاهر آب زلال، کمی ترش مزه، بی رنگ و کمی بودار است. آب این چشمه در دریف آب های معدنی اسید بیکربنات قرار دارد. به خاطر وجود اسید کربنیک، از آب آن برای درمان بیماری های حرکتی ، عصبی استفاده می شود.سپس با آقای کاظمی به سمت اردبیل به راه افتادیم . ناهار مهمان آقای امیری در یکی از رستورانهای اردبیل بودیم. تا زمان برگشت به کرج حدود 7ساعت وقت داشتیم که قرار شد این زمان را در کنار دریاچه شورابیل شهر اردبیل بگذرانیم .حضور در میان دوستان لحظاتی پر خاطره می آفریند. ساعتها کنار دریاچه به گپ و گفت گذراندیم و عده ای از دوستان هم استراحت کردند. سپس ساعت 21 به سمت ترمینال حرکت کردیم و در بین راه برای عزیزانمان سوغاتی تهیه کردیم. اتوبوس ساعت 22 به سمت کرج حرکت کرد . دیگر از ترافیک خبری نبود و ساعت 6 بامداد روز پنجشنبه در ترمینال شماره 14 حلقه دوستی زده وهمه نظرشان را در باره برنامه اعلام کردند و برای یکدیگر آرزوی سلامتی و روز خوش داشتند. به امید صعودهای بعدی 

   وقتی ستارگان به من چشمک می زنند و گلها تبسم می کنند، اگر کسی دیگر با من نبیند، لذتی از دیدن آنها نمی برم.                          

 تهیه گزارش : هاجر کیانی