بنام خدا

گزارش برنامه جمعه 1393/11/17

صعودی سبک و گلگشت به لیچه ( آموزش ایجاد کارگاه )

کیلومتر 12 جاده چالوس ـ فرعی جاده قدیم کندرـ لیچدر

اجرا توسط گروه NGO البرز سبز به سرپرستی آقای مهران کیان

اعضای شرکت کننده: آقایان مهران کیان، سهراب کیانی، سعید کیانی، ارشیا کیانی، مجید فصیحی، محمد جلالی، امیررفیعی، سعید محمدپور . خانمها:  میترا عرفانیان، هاجر کیانی، الهام مرادی، پریسا درخشان، شادی میری، رها حیدری، سباارکی     ، گیتی رهبر، سولماز علیمحمدی، نازی امیر شقاقی، سوسن مدق، سحر آریا، خورشید ودودی، مرضیه علیمحمدی.

آب و هوای منطقه: خشک و کوهستانی

پوشش گیاهی: بادام کوهی و دارای تمام گیاهان رشته کوه البرز ، تقریبا غنی از تمامی گیاهان

سرقدم: آقای مهران کیان، میاندار خانم میترا عرفانیان، عقبدار آقای محمد جلالی، عکاس آقایان مهران کیان و مجید فصیحی، تدارکات خانم سوسن مدق و آقای امیر  رفیعی

ساعت 6 صبح قرار حرکتمان از میدان آزادگان بود اما چند تن از دوستان با تأخیر به گروه ملحق شدند و همین موضوع باعث آغاز سفر ما در ساعت 6:15 شد.

هوا تاریک بود و کمی سرد اما شوق دیدار دوستان و صدای خنده هایشان و انرژی مثبت شان نیروی عجیبی برای شروعی زیبا میداد. حضور و غیاب انجام شد و صحبت ها گل انداخت . خاطراتی از گذشته باعث خنده عزیزان می شد ، حدود 45 دقیقه بعد به پای کوه رسیدیم. دوستان همگی ماشین را ترک کرده و با قرار دادن کوله ها در سویی، مشغول گرم کردن عضلات خود شده، نرمش کردند و پس از صحبتهایی کوتاه گامهای را برای خلق روزی زیبا برداشتیم. کوهستان با وقار در مقابل مان قرار گرفته بود و ما به او پیوستیم. خورشید آرام آرام در حال بالا آمدن بود و صدی نسیم گویی خوش آمد میگفت حضورمان را. بصورت پراکنده برف نیز دیده می شد در میان کوه ها و زمین تقریبا یخ زده بود . میانه راه بودیم که به پلی دست ساز رسیدیم که باید بصورت تک تک از آن عبور می کردیم. آقای کیان ابتدا بالا رفتند و با طناب حمایت افراد را بالا کشیدند، آقای رفیعی نیز از پایین پل حمایت می کردند. تقریبا ساعت 8 به نقطه ای رسیدیم که آقای کیان تشخیص دادند محل مناسبی برای آموزش و دور هم بودن است. همگی نظرشان مساعد بود. سپس آتشی مهیا شد و زیراندازها پهن شد. جای دوستان خالی، صبحانه ای خوردیم لذتبخش در دل طبیعت، البته بیشترین لذتش وجود دوستان بود. ساعت 9 گرد آتش حلقه زدیم و آقای کیان آموزش نحوه استفاده از طناب و طرز گره زدن و ایجاد کارگاه را آغاز کردند. همگی دوستان مشتاق یادگیری بودند و سراپا گوش.

سکوت کوهستان عجیب حال خوشی داشت. جویباری کوچک از کنارمان عبور می کرد و خوش می سرود ترانه طبیعت را، درختان و بوته های عریان گرچه سبز نبودند اما باز هم زیبایی خود را داشتند. ساعت حدود 11:30 دقیقه بود که تعدادی از دوستان به همراه آقای کیان صعودی سبک را آغاز کردند، عده کمی نیز در کنار آتش باقی ماندند. ساعت از یک گذشته بود که مشغول آماده سازی ناهار شدیم جایتان خالی کبابی خوردیم لذیذ.

ناهار خوردیم و گفتیم و خندیدیم . بعد دوستان چای درست کردند روی آتش، جایتان سبز. ساعت 15:40 دقیقه کوله ها را بستیم و حلقه ای زدیم تا احساسمان را از آن روز بگوییم و عکسی دسته جمعی به یادگار گرفتیم. دوباره به صف شدیم و حرکت کردیم. در راه بازگشت به شیبی رسیدیم که احتیاط بیشتری می طلبید، از این رو آقای کیان و چند تن دیگر از آقایان کمک کردند تا نفرات به سلامت پایین بروند. خدا را شکر که همه چیز خوب پیش رفت.ساعت 17:15 دقیقه بود که به پایین رسیدیم. عکسهای پایانی و حرکت . ساعت 18 به میدان آزادگان رسیدیم،این سفر یک روزه  نیز به پایان رسید ، با همه بدیها و خوبیهایش روزی پر انرژی . حمایت آقایان از خانم ها در قسمت های سخت کوه، زحمت آقایان امیر رفیعی و سهراب کیانی برای تهیه ناهار، لطف بیکران خانم مدق برای جمع آوری زباله ها، تلاش مجید نازنین برای شاد کردن دوستان، زحمت بیکران آقای کیان برای حفظ سلامتی اعضا و صبوری و محبت دوستان و همراهان عزیز ، همه و همه این روز را ساختند. سپاس فراوان از مهربانان. 

 یک روز رسد غمی به اندازه کوه                       

    یک روز رسد نشاط اندازه دشت

        افسانه زندگی چنین است عزیز

            در سایه کوه باید از دشت گذشت.

                                                             " مدیر روابط عمومی گروه البرز سبز"