بسمه تعالی

گزارش صعود به قله دماوند گنبد گیتی ایران زمین در تاریخ  15 و 16 /4/91

با پیامکی توسط اینجانب با موضوع همنوردان خوبم خلاصه زمان ا نتظار فرا رسید، هنگام ایستادن بر فراز بام ایران زمین دماوند پراقتدار، و دوستان خوبمان نیز با ثبت نام شان ما را دراین  برنامه زیبا و به یاد ماندنی همراهی نمودند.


نفرات شرکت کننده

مهران کیان، مهرعلی پیشرویان، سجاد جعفریان، حمداله شاه مرادی، آزاد صدغی، علی زمرد طهمورث مقدم، علی توکل، عباس میرابی، حسن خسروانزاده، فرشته رهبر، لیلا باقری، سید فاطمه حسینی، سید اکرم حسینی، سمانه حسنی، سولماز خادم عباسی، ناهید بکائیان

ساعت 3 بامداد روز پنج شنبه همگی دوستان جلوی سینما هجرت کرج سوار یک دستگاه مینی بوس آبی رنگ کرج را به سمت قله دماوند ترک کردیم، خودرو قدیمی و جای تنگ صندلی هایش و پر بودن صندوقش از ابتدای امر ما را کمی رنجاند، چاره ای نبود ، چون در مقابل عملی انجام شده قرار گرفته بودیم، به تهران رسیدیم به مدت 10 دقیقه بر بالای پل یادگار امام منتظر دوست آقای راننده شدیم خلاصه با تأخیر رسید، به حرکت ادامه دادیم از جاده هراز، هرازی که هجوم مسافران و ترافیکش زبانزد عام وخاص می باشد. به گردنه امام زاده هاشم رسیدیم، دوستان برای تجدید قوا و تعویض آب و هوا 20 دقیقه ای را در بلندای گردنه، جلوی امامزاده توقف داشتیم. طلوع خورشید از بالای گردنه زیبا بود به راهمان ادامه دادیم، محله های زیادی را رد کردیم، رودهن، بومهن، لاریجان، و به پلور رسیدیم از دور دماوند همچون الماسی می درخشید در تابستان دماوند همچنان سفید پوش بود. عظمت خاصی داشت برای دوستانی که اولین بار صعود می کردندجالب و دیدنی بود. پلور را به سمت جاده رینه، حرکت کردیم، از کنار رستوران سالاری، هم گذشتیم وارد فرعی رینه شدیم در داخل شهر رینه در تکاپوی مراسم جشن شقایق بودند، که هر ساله در تاریخ 16 تیر ماه به مناسبت روز ملی شقایق های دماوند مراسم برگزار می شود. از رینه هم گذشتیم وارد جاده رینه به پای کوه دماوند شدیم، سر بالائی نیم تندی را سپری کردیم وارد جاده خاکی مسجد صاحب الزمان شدیم . جاده خیلی نا مناسب بود ، شقایقها و آویشنها دلبری می کردند ، گذشتن از این همه زیبائی کار آسانی نبود. با ثبت عکس و تصاویر زیبا خلاصه با پیاده شدن بعضی از دوستان مینی بوس به مسجد آخرین مسیر ماشینها رسید. ساعت 10 صبح به مسجد صاحب الزمان رسیدیم کمی استراحت و صرف صبحانه ورایزنی با صاحبان چهار پاها کوله های سنگین را توسط چهار پاها به سمت جانپناه فرستادیم خودمان نیز به صورت ستونی مسیرمان را به سمت جانپناه 4200 متری ادامه دادیم دماوندی که دره هایش پر از رمز و راز بود. در ابتدای روز خبری از دره های پر آب نبود.

ولی بعداز ظهرهایش بدلیل آب شدن برفها رودهای پرآبی جاری می شوند که عمرشان کوتاه است و سریع خشک می شوند، رودخانه اول را رد کردیم خبری از آب نبود . به گوسفند سرا رسیدیم گوسفندان مشغول چرا بودند، به رودخانه دوم رسیدیم، برف زیادی بود باز هم خبری از آب نبود. خلاصه به تیغه زیر جانپناه که شیب تندی داشت رسیدیم، در آنجا آقای سیرائی از همنوردان گروه شقایق را دیدیم که با یک تیم ژاپنی مسیر برگشت از قله را طی می نمودند با احوال پرسی از ایشان به راهمان ادامه دادیم، راه طولانی و هوای بسیار گرمی را سپری نمودیم. کم کم دوستان گرمازده و علائمی از ارتفاع زدگی در بعضی از دوستان نمایان شد. به طور مثال آقای شاهمرادی که سابقه نداشت که مشکلی برایش پیش بیاید.

با کمک دوستان خلاصه به اطراف جانپناه رسیدیم چادرهای زیادی از کوهنوردان سراسر کشور احیاء شده بود، رنگهای مختلف، چشم نوازی می کرد. در قسمت جنوب غربی پناهگاه ما نیز چادرهایمان را نصب نمودیم و ساعت 30/16 مشغول صرف ناهار شدیم، بدلیل کم خوابی همگی دوستان دچار سردرد شدید و سستی عضلات شدند که با کمی استراحت موضوع تا حدودی حل شد، خلاصه رأس ساعت 19 اعلام شد برای برنامه هم هوائی دوستان حاضر شوند که جانپناه را به سمت آبشار یخی حرکت کردیم و در حین حرکت آموزشهائی نیز داده شد.

خلاصه با بالا رفتن از جانپناه به ارتفاع 5000 متر رسیدیم که دوستان را برای کم کردن ارتفاع دعوت نمودیم و به چادرهایمان بازگشتیم. و استراحت نمودیم و ساعت 30/1 بامداد تعدادی از دوستان براساس تستی که از وضعیت آنها گرفته شد انتخاب شدند و بعضی از دوستان دیگر نیز توانائی صعود داشتند و بدلیل اینکه یک در صد احتمال اینکه موفق نشوند و وقت گروه گرفته نشود صرفه نظر نمودند که جا دارد تشکر نمایم. مسیری تاریکی را از قسمت جنوبی دماوند به سمت آبشار یخی حرکت نمودیم، با سپری نمودن شیب های تند در اواسط راه تعدادی از دوستان در ارتفاع 5100 متر ارتفاع زده شده و مجبور به برگشت شدند، که دو تن از جوانان گروه را برای همراهی نمودن عزیزان ارتفاع زده، دعوت که از صعود خودداری نمایند که کارشان و ادب و معرفتشان قابل ستایش می باشد ( آقای جعفریان و توکل) به آبشار یخی رسیدیم که خبر دادند که حال یکی از همنوردان مساعد نیست که آقای پیشرویان به عنوان سرپرست برنامه از بنده خواستند از صعود خودداری نمایم و به دوستان آسیب دیده ملحق شوم و اطاعت امر شد، ناگفته نماند، علائمی از قبیل خستگی و بی خوابی بنده را آزار می داد و کمکی شد برای خودم ، خلاصه تیم به کمک آقای پیشرویان به راه خود ادامه داد و بنده توسط یک دستگاه بیسیم ، لحظه به لحظه از صعودشان مطلع می شدم، و خلاصه ساعت 50/8 دقیقه صبح تیم حمله گروه کوهنوردی البرز سبز توانست با افتخار و اقتدار کامل با سپری نمودن از منطقه گوگردی و فورانهای گوگرد قله دماوند را صعود نمایند و پرچم یا مهدی را به مناسبت نیمه شعبان و پرچم NGO البرز سبز را برای اولین بار به احتزاز درآورند. و ساعت 30/11 دقیقه به سلامت بازگشتند و جا دارد تشکر ویژه ای از این عزیزان بعمل آورم. و رأس ساعت 30/12 دقیقه مسیر را به سمت مسجد صاحب الزمان ترک نمودیم و به ستون حرکت کردیم. و ساعت20/18 دقیقه به خودروی گروه رسیدیم و با سوار شدن ماشین و گذشتن از جاده خاکی به آسفالتی رینه رسیدیم، و سپس مسیر بازگشت که خودرو در منطقه بومهن، دچار نقص شد. بعد از رفع نقص به راهمان ادامه دادیم ساعت 2 بامداد به کرج رسیدیم همگی خسته و از دوستان خوبم خداحافظی نمودیم.

مسائلی که در برنامه دماوند یادآوری آن ضرری ندارد،

1-بعضی از دوستان کاملاً مرام و منش کوهنوردیشان جای تقدیر داشت.

2-بعضی از دوستان چون در برنامه های آموزش و جلسات مرتب نبودند مدعی آرامش و عامل کم بی نظمی در گروه شدند، به طور مثال سر پرست در برنامه ها حکم فرمانده پادگان را دارد که احترام به مافوق وظیفه همگی می باشد.

3-تجربه شد دوستان همگی در برنامه های سنگین حضور داشته باشند تا گرفتار ابهت  دماوند و قله های بزرگتر نشوند.

4- قبل از برنامه از سلامتی خود اطمینان حاصل نمائیم و گروه را دچار دردسر نکنیم .

          در پایان از همه عزیزانی که مارادراین برنامه یاری نمودند، تشکر بعمل می آید.

 

 

 

پاینده باد ایران

مهران کیان