بسمه تعالی

برنامه بازدید آبشار چینه و کوهنوردی قله حوضه چال  3100 متری

«اللهم رب الشهر رمضان، الذی انزلت فیه القران »

ضمن عرض قبولی طاعات و عبادات همنوردان خوبم گزارشم را بدین صورت آغاز می کنم:

در تاریخ 12 مرداد ماه سال 1391 ، عصر روز پنج شنبه از ایام ماه مبارک رمضان، با توجه به شرایط روزه داری دوستانمان در گروه کوهنوردی البرز سبز باز هم دست از صعود فنی و پیمایش شبانه بر نداشتند و افتخاری را بر افتخاراتشان افزودند.

 


بسمه تعالی

برنامه بازدید آبشار چینه و کوهنوردی قله حوضه چال  3100 متری

«اللهم رب الشهر رمضان، الذی انزلت فیه القران »

ضمن عرض قبولی طاعات و عبادات همنوردان خوبم گزارشم را بدین صورت آغاز می کنم:

در تاریخ 12 مرداد ماه سال 1391 ، عصر روز پنج شنبه از ایام ماه مبارک رمضان، با توجه به شرایط روزه داری دوستانمان در گروه کوهنوردی البرز سبز باز هم دست از صعود فنی و پیمایش شبانه بر نداشتند و افتخاری را بر افتخاراتشان افزودند.

رأس ساعت 30/18 دقیقه طی پیامکی که به دوستان ارسال شده بود چند تن از اعضاء گروه با نامهای علی پیشرویان ، مهران کیان، سجاد جعفریان، آزاد صدغی، ابوذر بابائی، محمدرضا نعیمی، مهدی شهبازی، بهرام جهانگرد، حامد محمدی و محمد سام صادقی کرج را به مقصد روستای کیا سر کیلومتر 45 جاده چالوس ترک نمودیم، وسیله نقلیه یک دستگاه مینی بوس بنز آبی رنگ به رانندگی آقای رضا ردائی که جا دارد از نظم و دقت ایشان تشکر بعمل آورم بود که زحمت گروه راعهده دار بودند، در ساعت 30/19 دقیقه به روستای فوق رسیدیم، در کنار و حاشیه های خیابان روبروی روستا ماشینهای زیادی پارک نموده بودند که بدلیل اینکه مراسم چهلمین روز در گذشت یکی از ساکنین بود که با قرائت فاتحه ای به محلی که از قبل پیش بینی شده بود رفتیم، هوا روبر تاریکی می رفت، لحظات ملکوتی اذان مغرب آنهم در روستا که کاملاً سکوت و شادابی و طراوت خاصی حاکم بود.

روزه داران همنوردم که به کمک هم، سفره ضیافت افطار را آماده می کردند، هرکدام گوشه ای از کار را گرفته بودند و مشغول بودند. خلاصه صدای اذان مغرب آنهم در کنار گروه به صورت زنده با صدای زیبا و دلنشین مؤذن همنوردم آقای پیشرویان به صدا در آمده مشغول صرف افطار و استراحت شدیم، پس از افطار و نماز ساعت 22 محل استراحت را به سمت آبشار به حرکت درآمدیم، مسجد محل نیز مراسم شبهای ماه رمضان را برپا نموده بودند ما به شمال شرقی روستا رسیدیم تاریکی مطلق آنهم در شب در لابه لای باغهای پرمیوه از هر گوشه و کنارش، نعمتی از نعمات خداوند و آثار زحمات روستائیان زحمت کش را گویا بود از درخت توت بزرگ شروع شد و باغهای آلبالو و گیلاس ما را بدرقه نمود، دوستانم دلی از عزا درآوردند، و اعتراف کنیم، پرخوری آنهم قبل از برنامه ای فنی که به هیچ عنوان توصیه نمی شود، ولی اگر هر همنورد دیگر جای ما بود کاری جز این کار را نمی کرد. خلاصه از باغهای روستا خارج شدیم به نزدیکیهای آبشار چینه رسیدیم چشمه آبی گوارا که با نوشیدنش همنوردان خوبمان را سیراب نمود یا به عبارت دوست خوبم آقای شهبازی به مدت یک هفته، انر‍ژی های لازم را از آب گوارا دریافت نمودیم، در بین راه آقای جهانگرد در دل تاریکی مشغول تصویر برداری و تهیه فیلم بود، به استخری رسیدیم که لب تا لبش آب بود و سر ریزآن براندام ما می پاشید و خنکی اش را هدیه می داد، و خلاصه به آبشار چینه رسیدیم بدلیل شب بودنش خوب دیده نمی شد ولی قطرات آبی که از آن به پائیین می پاشید، گویای بلندی و زیبائیش بود، از قسمت شرقی آبشار به سمت بالا یا لبه آبشار به حرکت درآمدیم. درخت گردوی بزرگی  پشت آبشار با گردوهای فراوانش انتظار ما را می کشید، در همانجا می بایست از رودخانه  رد می شدیم باز هم سنگ لغزنده همنورد ما را غافل گیر کرد و صدمه زد، گرمی اندام دوست ما باعث شد او ما را تا منطقه قهوه خانه همراهی کند، شیب تند پائیین قهوه خانه و مسیری که دست به سنگ شدن همنوردان را به همراه داشت و حتی جاهائی نیز از طناب انفرادی استفاده شد. در منطقه قهوه خانه، که بدلیل اینکه شکارچیان ساعت های زیادی را در آنجا به انتظار شکار می مانند. نام گذاری شده بود، بعد از مداوای زانوی دوستمان آقای شهبازی و همراهی نمودن با وی دیگر اعضاء گروه به سمت قله حوضه چال به حرکت درآمدیم صخره های پرهیجان و جالب را پشت سرگذاشتیم و خلاصه به قله 3100 متری حوضه چال رسیدیم و ساعت30/2 دقیقه بامداد بر بلندای قله حوضه چال منطقه ای صاف ومسطحی را برای مهیا نمودن چادر انتخاب و چادرها را نصب نمودیم و همه دوستان مشغول خواب شدند، هر کاری کردم که بتوانم بخوابم نتوانستم. تنها در کنار چادرها روی تخته سنگی نشستم، خلوت با کوهستان، آسمان آبی و پر ستاره اش و مهتابی که کل کوهستان را نورانی کرده بود، حتی می توانستیم حرکات، گیاهان و رقص آنها را در باد دید، و ساعتی را در کنار همنورد خوبم آقای حامد محمدی درد و دل خوب داشتیم، تخلیه شدن از غمها و قصه، آنهم در سکوت شب بیاد بهترینها اشک ریختن و بهر حال شب زیبائی برایم بود، ساعت 4 بامداد وارد چادر شدیم و خوابیدیم و ساعت 7 صبح از خواب برخواستیم آقای جعفریان و آقای پیشرویان مشغول نصب پرچم ایران و عکس گرفتن از چادرها و نفرات خلاصه ساعت 30/8 دقیقه از صخره های پر رمز و راز به سمت پائیین حرکت نمودیم در کنار تخته سنگی در زیر سایه همگی دوستان استراحت نمودیم و در حین استراحت به آموزش کوهنوردی و ابزار شناسی و اهمیت آن پرداخته شد. خلاصه مسیر راهمان را به سمت آبشار یا به عبارتی شرق راه را ادامه دادیم و به بالای آبشار رسیدیم به جائی رسیدیم که شب از یال جنوبی کوهش برای صعود استفاده کرده بودیم. مسیر برگشت به چشمه آب گوارائی که بخشی از آب آبشار را تأمین می کرد رسیدیم. و از آنجا کنار آبشار و خلاصه رسیدن به زیر آبشار، پرتاب آب و پودر کردن آب از ارتفاع چشم انداز زیبائی داشت. با ثبت عکس  خلاصه به راهمان ادامه دادیم تا به باغ آلبالو و گیلاس رسیدیم، مقداری گیلاس و میوه از درخت چیده شد و راهمان را ادامه دادیم تا به روستای کیاسر رسیدیم ساعت 45/13 و خلاصه جاده آسفالت روبروی روستا را تا سر گردنه ادامه دادیم و به خودروی گروه رسیدیم و در ساعت 14 آنجا را به سمت کرج ترک نمودیم و در ساعت 15 به کرج رسیدیم و دوستان خوبمان را به خدا سپردیم.

دست آوردهای صعود:

1 برنامه انتقاد و پیشنهاد بر بام خاکی یکی از خانه های روستا اجراء شد و به شکر خدا انتقادی وجود نداشت.

2-پیشنهاد اینکه درماه بیشتر از این فضاها ایجاد گردد به صورت سه صعود فنی و یک گلگشت که خانواده ها نیز حضور داشته باشند.

3-در حین اجرای برنامه، جملات زیبا شنیده شد، اینکه طبیعت محل آرامش، مقدس، پاک و زیبا، که همگی بر حفظ آن تأکید داشتند و گفتند میراث ملی کشورمان را حفظ نمائیم.

و در پایان از همگی دوستان تشکر بعمل آمد.

مدیریت گروه کوهنوردی البرز سبز برای همنوردان آرزو بهترین صعودها را دارم.

 

 

 

 

(پاینده باد ایران)

(مهران کیان)