بنام آفریننده ماه و مهر

گزارش برنامه صعود به قله بریانک چال 2750 متری از دره ازله آدران (Ezle) در تاریخ 91/08/5

 

نفرات شرکت کننده: مهران کیان، مهرعلی پیشرویان، آزاد صدغی، علی علی نژاد، جواد مولائی، حسین بیگی، نادر بنفشه، بهزاد فتحی، سید فاطمه حسینی، سید اکرم حسینی، لیلا باقری، مریم رفیعی، مریم رمضان پور، ناهید بکائیان.

ساعت 6:30 دقیقه توسط یک دستگاه میدل باس به رانندگی آقای غلامی کرج را با هوای بارانی اش ترک نمودیم و وارد منطقه جاده چالوس شدیم. در منطقه بیلقان آقای فتحی به گروه ملحق شدند. ساعت 7 صبح وارد منطقه آدران قبل از جاده ارنگه شدیم، چشم انداز زیبای روستای آدران با برگ های خزان، پاییزی اش چشم نوازی می نمود، از کوچه های آدران نیز عبور کردیم، بناهای فوق العاده شیک و همچنین بناهای فرسوده اش قابل توجه بود، بارش باران کاملاً قطع شده بود ولی هوا کاملاً زیبا و پائیزی بود. برگهای زرد و رنگی درختان مخصوصاً تبریزی های موجود در روستا، قامت زیبای زردشان را به ما نشان می دادند، پاکوبه شمال شرقی آدران را به سمت قله،از دره ازله ادامه دادیم، سماق های رسیده روی بوته های برگ قرمز سماق جلب توجه میکرد. به دره زیبا و درخت بزرگ چنار زرد رنگ رسیدیم، دوستان مشغول ثبت عکس و چیدن مقداری تمشک پائیزی شدند، سپس راه را ادامه دادیم تا به منطقه زیبای باغ جهانبین رسیدیم، چشم انداز زیبا، بنای نیم کاره ویلائی و مزرعه زیبائی که حیوانات اهلی از قبیل: غاز، اردک، بوقلمون، مرغ و خروسش و سازه جدید ولی با روش های قدیم و سنتی اش، نیز جالب شود. از آن نیز گذشتیم درختان سر به فلک کشیده تبریزی و گردو سایه بان خوبی برای ما بودند، گذشتن از زیر برگ های چند رنگی شان، که قطرات باران نیز زینت بخش منظره بود خالی از لطف نبود. در کنار رودخانه برروی تخته سنگهائی، مشغول صرف صبحانه شدیم، همگی دور هم به مدت نیم ساعت یعنی تا ساعت 10 صبح آنجا بودیم. سپس با شیطنت همنوردان گردوهای باقی مانده روی درخت را جمع آوری کردیم سپس به راهمان ادامه دادیم تا منطقه بالای باغ جهانبین به گوسفند سرا رسیدیم. از یال شمالی گوسفند سرا راهمان را به سمت جنگلهای اورس ادامه دادیم، قسمتی از راه صخره ای بود و بخش دیگر به دلیل بارش باران، به صورت گل خیس خورده که حرکت را به کندی می کشاند. آقای بنفشه سرقدم بود، آقای بیگی عقب دار و آقای فتحی میاندار. همنوردان خوبم همچنان با انرژی سوی قله می تازیدند، قله پیدا نبود ولی درختان زیبای اورس تک تک رو به افزایش پیش می رفتند، درختان جوان و تنومند قدیمی در کنار هم، آغاز جنگی محدود ولی زیبا را تداعی می نمودند، در اینجا در موردمنطقه ای که صعود داشتیم عرض می نمایم، منطقه بریانک چال به دلیل اینکه آدران از زمانهای قدیم یعنی دوره ساسانیان آتشکده بوده یعنی آدریان یا آذران و جائیکه ما تردد می نمودیم منطقه ای خوش آب وهوا، شکارگاه خوبی با چشم انداز زیبا در چاله بریانک، دور تا دور درختان اورس دیده می شود و درون چاله خبری از درخت نیست جز اینکه اخیراً دو سه اصله درخت کوچک سبز شده اند، درون چاله مشغول سوخاری کردن گوشتهای شکار و کباب می شدند، این موضوع را همین جا بسنده می کنیم و به ادامه گزارش می پردازیم. همگی دوستان رأس ساعت 14:10 دقیقه بر فراز قله بریانک چال قرار گرفتند و در کنار سنگ چین زیبا که توسط کوهنوردان یا چوپانان طراحی شده بود مشغول ثبت عکس شدند، در این فاصله دوستان همنورد خود را با میوه و نوشیدنی داغ پذیرائی نمودند.

بازگشت از مسیر، کار دوباره ما شد. در کنار ما در آن هوای ابری چند شکارچی نیز حضور داشتند که صدای شلیک گلوله هایشان، صدای سکوت طبیعت را به هم زده بود. ساعت 15:30 دقیقه به گوسفند سرا رسیدیم و در آنجا در لابه لای بوته های انگور، سرگرم جمع آوری و چیدن انگور شدیم و به اتفاق دیگر اعضاء ساعت 16 مشغول استراحتی کوتاه با صرف مقداری میوه و غذا شدیم. ساعت 17 به سمت روستای آدران منطقه فوق را ترک نمودیم، در بین راه رعد و برق های شدید به صورت غیر منتظره ، همه دوستان را گرفتار باران نمود. بارانی که در فصل پائیز فکرش را هم نمی کردیم، عده ای از دوستان پانچو داشتند و عده ای نیز هنوز در برنامه گروهی با جدیت عمل نمی کنند ولی عده ای از دوستان دیگر به دلیل فصل تابستان و کمبود پانچو نتوانسته بودند تهیه کنند ولی لباس مناسب به همراه داشتند و همچنان پیگیر هستند. در اینجا لازم می دانم تذکری را به همنوردان خوبم عرض نمایم که طبیعت پاییزی در هر ساعتش آماده هرگونه تغییرات جوی است. خلاصه همگی دوستان با اندام خیس و باران خورده به کنار جاده رسیدیم، ساعت 18 منتظر خودروی گروه بودیم که متأسفانه به دلیل یک طرفه شدن جاده اجازه عبور پیدا نکرده بود و دشواریهای فراوان و مشکلات، خودمان را به کرج رساندیم و در همین جا از همه همنوردان خوبم عذرخواهی می نمایم که اذیت شدند و نیز تشکر می نمایم از همنورد خوبمان در گروه پرواز خانم عرفانیان که با دیدن ما و ابزار کوهنوردی، توقف نمودند و ما را به کرج رساندند. که منش و اخلاق کوهنوردی این همنورد جای تقدیر و قدردانی دارد.

خلاصه ساعت 19:30 دقیقه به کرج رسیدیم و لازم می دانم از پیگیری ها و پشتیبانی های آقای پیشرویان نیز تشکری داشته باشم.

                                                                                  

 

                                                                                                            پاینده باد ایران مهران کیان